« مردمي كه از مشرق قيام خواهند كرد » ميباشد .
درتاريخ به جز اين ها ، مردمي را سراغ نداريم كه در اين شرايط با شعار امام مهدي قيام كرده باشند .
پس صفويان وسربداران چه ؟ يا نوربخشيان ، يا بابيان و بهائيان ؟
اولاً ، يا آن كه به نام امام مهدي نبوده ، يا جنبشهاي محدودي بوده كه نميتواند منطبق با اين حديث باشد . حديث « كأَنّي بِقَومٍ قَدخَرَجوا مِن مَشرِق » ، از تغييري بزرگ در اين منطقه سخن ميگويد . پيامبر فرموده كه اين قوم ، اين مردم ، حق را طلب ميكنند و به آنها داده نميشود ، دومرتبه حق را طلب ميكنند و به آنها داده نميشود و . . . ، كجا صفويان و سربداران و نوربخشيان در دو مرحله در طلب حق بوده اند ؟ درثاني ، در هنگام پيدايش آن ها ، يهوديان دولت و قدرت نداشتهاند [ چنان كه در احاديث نشانههاي ظهور آمده است ] .
اما اين هم تنها يك احتمال و امكان است .
از نظر من قطعي است . ولي به هر حال ، [ حتي اگر احتمال باشد ] اميد داشتن به آن ضرري ندارد .
عمل بر اساس حدس و گمان ، تعطيل كردن شريعت است
اما مگر نگفتيد كه با احتمال نميشود زندگي كنيم ، امورمان را بر ظن و گمان نبايد بنا كنيم ؟
اين كه ما امور و اعتقاداتمان را بر احتمال بنا كنيم ، تفاوت بسياري دارد با آن كه اميدوارانه زندگي كنيم ولي بر اساس واقعيت رفتار كنيم . ما اميدواريم ولي واقع گرا . عملكردمان بر پايه حدس و گمان نيست . ميان اين دو ، تفاوت بسياري است .
سوء استفاده از ايمان به امام مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 77
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٧٧