خب بعضيها كراماتي هم دارند . ميخواهم مرز اينها را با معصومان ، معلوم كنيد .
اين را قاطي ميكنند . وقتي اينها راقاطي ائمه ميكني ، ادعاي مهدويت و ياري امام مهدي زياد ميشود . اين عرفان دروغين را حذف كنيد . هرگز غير از معصوم ، فاني في الله نداريم ، كسي كه تمام ارادهاش اراده خدا باشد نداريم . آن كه اين مقام را ادعا ميكند ، دروغ ميگويد .
مدّعيان هنگام عمل ، دروغ خود را نشان ميدهند
خب وقتي كسي ادعا ميكند چه كار بايد كرد ؟ برفرض الآن يك نفر ميآيد ، يا خودش ادعا ميكند ، يا با واسطه ميشنويم كه مدعي مقامي است ، منِ نوعي ، چه واكنشي بايد نشان بدهم ؟
امتحانش كن . اندكي اذيتش كن ! اندكي غيبتش را كن ! ببين چه ميكند !
يعني اخلاقش را بسنجم ؟
امتحانش كن به مال ، به ذات ، به حيثيت ، به هر چيز ، ببين چه كار كه نميكند !
كدام فنا باباجان ؟ اوه ! نَعوذُ بالله ! بعضي از اينها آدم ميكشند ! ميكشند ! يك به اصطلاح عارفي بود - از همين نوع - وسط نماز و عبادت بود ، آمدند به او گفتند فلاني را كه از مخالفان تو بود و از قبيله ديگر بود ، گرفته ايم ، چه كارش كنيم ؟ آن عارف ، همانطور كه الله اكبر ميگفت ، اين طور [ به گردنش ] اشاره كرد كه بكشيدش . اين فناء في الله است ؟ اين دروغ است ، اين حرف است ، لقلقه زبان است .
اين عرفان دروغين را بايد از جامعه پاك كنيم . آن وقت زمينه ادعاي مهدويت هم خيلي كم مي شود .
* * *
سوء استفاده از ايمان به امام مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 44
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٤٤