تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
قلبهاى ايشان فاسد است ، وصفحهء روهاى ايشان پاك ونظيف ، راه مىروند در پنهانى وحركت مىكنند در طرق اذيّت واضرار . صفت ايشان دواء است ، وگفتار ايشان شفاء است ، وكردار ايشان درد بي درمان حسد كنندگان رفاهيّتند ، ومحكم كنندگان بلا ومعصيبت ، ومأيوس كنندگان اميدند ، ايشان را است در هر راهى افتادهء ، وبسوى هر قلبي واسطهء ، واز براي هر اندوهى أشك چشمى ، بقرض مىدهند بيكديگر ثنا وستايش را ، ومنتظر مىباشند از يكديگر جزا واحسان را . اگر سؤال نمايند اصرار مىكنند ، واگر ملامت نمايند پرده درى مىكنند ، واگر حاكم نمايند ايشان را در حكومتى اسراف مىنمايند ، بتحقيق كه مهيّا ساخته اند از براي هر حق باطلى را ، واز براي هر راست كجى را ، واز براي هر زنده قاتلي را ، واز براي هر در كليدى را واز براي هر شب چراغى را . يعنى صاحبان أنواع وأقسام حيله وخدعه مىباشند ، توصّل مىكنند بسوى طمع با اظهار يأس از مردم تا اين كه بر پا كنند بسبب اظهار يأس بازار كار خودشان را ورواج دهند متاع خود را ، حرف مىزنند پس مشتبه مىسازند خلق را ، وتعريف مىكنند پس زينت مىدهند وآسان مىگردانند راه باطل را بجهت داخلين ، وكج مىكنند راه تنگ را بجهت خارجين ، پس ايشان جماعت شيطانند ، وچشمهء آتشند ايشان دستهء شيطانند ، آگاه باش بدرستى دستهء شيطان ايشانند زيانكاران . ومن خطبة له عليه السّلام وهى المأة والرابعة والتسعون من المختار في باب الخطب الحمد للَّه الَّذي أظهر من آثار سلطانه وجلال كبريائه ما حيّر
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 183 | حبيب الله الهاشمي الخوئي / سيد إبراهيم الميانجي