( 74 ) عزيزه هرويه
عزيزه بافراست ، ديندار و زاهد بود . صاحب حال و كلام عالى بود . او به نيشابور رفت و در همانجا از دنيا رفت . در هرات با عبد الرحمن بن شهران مصاحبت داشت .
از عزيزه 195 شنيدم كه مىگفت : سفيان ثورى مىگفت : خداى تعالى چهار چيز را در يك جا قرار داده است . پس گفت :
" اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ ثُمَّ رَزَقَكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ "
( خدايى كه شما را آفريد ، سپس روزيتان داد ، سپس شما را مىميراند و بعد شما را زنده مىگرداند . قرآن 30 الروم 40 . ) چون هيچكس نمىتواند به مدت عمر تو بيفزايد ، نمىتواند به روزيت هم اضافه كند ، پس رنج كشيدن به خاطر چيست ؟ 196
از أمّ حسين قرشيه شنيدم كه مىگفت : از عزيزه هرويه شنيدم كه مىگفت : زاهد و متقرب باللّه در علو و بلندى نفسشان به مردم مىنگرند ، بههمينجهت در نظر ايشان ، مردمان كوچك به نظر مىآيند .
شرح
( 195 ) . اين نكته دلالت دارد بر اينكه عزيزه هرويه معاصر سلمى بوده و در اواخر قرن