تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
وصيّت ميكنم شما را اى بندگان خدا بتقوى وپرهيزكارى از خدا چنان پرهيزكارى كه آن است توشه راه آخرت وبا أو است رجوع بحضرت ربّ العزّة ، چنان توشهء كه رساننده است بمقصود ، ورجوعى كه ادراك كننده است مطلوب را دعوت نمود بسوى آن تقوى شنواننده ترين دعوت كنندگان ، وحفظ نمود ونگاه داشت آنرا بهترين نگاه دارندگان ، پس شنوانيد دعوت كننده آن ، وفايز شد نگاه دارنده آن . اى بندگان خدا بدرستى كه تقوى وپرهيزكارى از خداى تعالى حفظ نمود دوستان خدا را از محرّمات آن ، ولازم گردانيد قلبهاى ايشان را ترس أو را تا اين كه بيدار گردانيد آن ترس شبهاى ايشان را بجهة عبادت ، وتشنه ساخت روزهاى گرم ايشان را بجهة روزها وكثرت طاعت ، پس فرا گرفتند استراحت آخرت را بعوض چند روزها زحمت ، وسيرابى را بعوض تشنگى ، ونزديك شمردند مدّت عمر را ، پس مبادرت نمودند بسوى أعمال صالحه ، وتكذيب نمودند آرزوهاى باطله را ، پس ملاحظه كردند مرگ را . پس بدرستى كه دنيا دار فنا ومشقّت وتغيّر وعبرت است ، پس از جمله فناء دنيا اين است كه روزگار بزه كرده كمان خود را ، خطا نمىكند تيرهاى أو ، ودوا كرده نمىشود زخمهاى أو ، مىاندازد زنده را بمرگ ، وتندرست را به بيمارى ، ورستگار را بهلاكت وگرفتارى ، خورنده ايست كه سير نمىشود ، وآشامنده ايست كه سيراب نمىباشد ، واز جمله مشقّتهاى دنيا اين است كه بدرستى كه مرد جمع ميكند چيزى را كه نمىخورد ، وبنا ميكند چيزى را كه ساكن نمىشود ، پس بيرون مىرود بسوى خدا در حالتي كه نه مالي باشد كه برداشته باشد ، ونه بنائي باشد كه نقل نمايد . واز جمله تغيّرات دنيا اين است كه تو مىبينى فقير عاجزيكه خلايق بحال أو رحم مىنمايند غبطه برده شده بجهة ثروت ومال ، وكسى كه بحال أو غبطه مىنمايند رحم شده بجهة فقر وفاقه يعنى در اندك زماني پريشاني فقير برفاه حال مبدّل مىشود ورفاه حال غني بفقر