إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
، شهادت بر او مبارك باشد . آنگاه بار ديگر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : تسليت مىگويم .
گفت : تسليت چه كسى را ؟ فرمود : تسليت بر همسرت مصعب بن عمير را . گفت : وا حزناه ، وا مصيبتاه !
به وى گفته شد : چرا در مورد همسرت اين گونه گفتى و در مورد بقيه چنين نگفتى ؟
گفت : چون به ياد يتيمى فرزندانش افتادم !
رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : شوهر در نزد زن جايگاهى دارد كه هيچ كس چنان جايگاهى ندارد . « 1 »
( 1 ) طبرسى در إعلام الورى از كتاب ابان بن عثمان احمر بجلى كوفى نقل مىكند كه : زنى از بنى عبد النجار كه پدرش و برادرش و همسرش به همراه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به شهادت رسيده بودند ، به رسول اللّه و مسلمانان نزديك شد و در حالى كه سرش را بالا گرفته بود ، سؤال كرد : آيا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله زنده است ؟ شخصى جواب داد : بله سؤال كرد : آيا مىتوانم او را ببينم ؟ گفت : بله . سپس راه باز كردند تا او به آن حضرت نزديك شد و گفت : هر مصيبتى غير از مصيبت تو قابل تحمل است ! و رفت . « 2 »
هامش
( 1 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 124 . و ابن اسحاق در سيره ، ج 3 ، ص 104 مىگويد : براى من نقل شده است كه وقتى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در حال بازگشت به سوى مدينه بود ، حمنة ، دختر جحش به استقبال وى آمد . پس از آن كه به هم رسيدند ، مردم به وى دربارهء برادرش عبد اللّه بن جحش تسليت گفتند و او آيهء استرجاع را تلاوت كرد و براى او استغفار نمود .
سپس به وى دربارهء دايىاش حمزة بن عبد المطلب تسليت گفتند كه آيهء استرجاع را تلاوت نمود و براى او استغفار نمود .
سپس به وى دربارهء همسرش ، مصعب بن عمير تسليت گفتند كه شيون كرد و گريه و زارى نمود .
هنگامى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ، صبر و بردبارى وى به هنگام شنيدن خبر شهادت برادر و دايى و شيون و نالهاش به هنگام شنيدن شهادت همسرش را ديد ، فرمود : شوهر نزد زن داراى جايگاه خاصى است ! ( ج 3 ، ص 103 )
و واقدى مىگويد : حمنة دختر جحش به استقبال آمد كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به وى فرمود : اى حمنة ، تسليت مىگويم ! گفت : براى كه ؟ فرمود : دايىات ، حمزه ، گفت :إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَخدا او را رحمت كند و بهشت گوارايش باد ! براى بار سوم پيامبر به وى فرمود : تسليت مىگويم :
گفت : براى كه ؟ فرمود : براى همسرت ، مصعب بن عمير . در اين هنگام وى گفت : وا مصيبتاه ! و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود :
چرا اين را گفتى ؟ گفت : اى رسول خدا ، يتيمى پسرانش را به ياد آوردم و همين باعث شد كه صبرم را از دست بدهم .
رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله دعا كرد كه پسرانش ، خلف صالحى براى آنها باشد و فرمود : شوهر نزد زن ، جايگاه ويژهاى دارد كه هيچ كس ديگرى ندارد ! ( ج 1 ، ص 292 - 293 )
( 2 ) . اعلام الورى ، ج 1 ، ص 183 و ابن اسحاق در سيره ، ج 3 ، ص 105 با سندى از سعد بن ابى وقاص نقل مىكند كه گفت :
زنى از بنى دينار كه پدرش و برادرش و همسرش به شهادت رسيده بود ، در احد به ملاقات رسول خدا آمد . وقتى كه به وى تسليت گفتند ، گفت : حال رسول اللّه چطور است ؟ گفتند : اى ام ( فلان ) او به حمد اللّه همانطور است كه دوست دارى . گفت :
او را به من نشان دهيد . و پس از آن كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله را به وى نشان دادند و او را ديد ، گفت : هر مصيبتى به غير از مصيبت تو قابل تحمل است .