- لكن دوست داشتم كه نصرت و يارىام را ببينى و بدانى كه من هميشه فرمانبردار تو هستم .
- و سعى و تلاش من در يارى احمد براى رضاى خدا مىباشد ، همان پيامبر هدايتگرى كه در كودكى و بزرگسالى پسنديده و محبوب است . « 1 »
( 1 ) و پيش از اين ، اشعار ديگرى را از ابو طالب در شعب ، چنين روايت نموده است :
- و نقشهاى را از روى ظلم و حماقت طرح كردند ، اگر چه بعضى سخنها واضح و مستقيم است .
- مىخواستند كه بنى هاشم را از مكه خارج كنند تا از ركن و حطيم به دور باشند .
- اى قوم ما صبر كنيد و بر ما ظلم و ستم روا نداريد كه پيامد خطرناكى دارد .
- اگر چنين كنيد بعضى از شما پشيمان مىشود و بعضى ذليل مىشود و شخص ستمكار هيچگاه رستگار نخواهد شد .
- نه ( به خدا ) و به شترهايى كه از هر گوشهاى به سوى مكه عزم را جزم كردهاند .
هيچگاه رهايش نمىكنيم مگر اين كه با ما بجنگيد و ما هم با شما بجنگيم و دشمنان با يكديگر برخورد كنند .
- و جماعتى كه با اقوام خود قطع رحم كردند و آنها را عاق نمودند ، بدانند كه آنها ستمكار هستند .
- ستمكاران بر احمد تصميم گرفتند كه او را به قتل برسانند اما هيچ كدام قتل او را به گردن نمىگيرند .
- و جوانان بنى هاشم كه شريفترين افراد قبيله و از صميمىترين آنها هستند در كنار و همراه با محمد هستند .
( 2 ) و قصيدهء ديگرى از او روايت كرده كه در آن مىگويد :
- آيا نمىدانيد كه ما محمد را پيامبرى همانند موسى يافتيم كه در كتابهاى آسمانى قبلى از او ياد شده است .
- مگر پدر ما هاشم ، فرزندانش را به جنگ و دلاورى وصيت نكرد .
- و آن چيزى كه از نامهء مقاطعهء خودتان در كعبه آويزان كردهايد روزى براى شما ( از عيب و عار ) همانند صداى بچه شتر خواهد شد .
- بيدار شويد ، بيدار شويد پيش از اين كه بميريد و گورتان را بكنند و فردى كه گناهى مرتكب نشده است همانند گناهكار دفن شود . « 2 »
هامش
( 1 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 96 و ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ، ج 14 ، ص 64 از أمالى محمد بن حبيب .
( 2 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 95 و 96 .