Skip to main content

مفاتيح الجنان ( فارسي ) — Page 162

Contributors:

P.162
دهد پريشانى را از طلبي كه از أو دارد يا كم كند از آن پس به تحقيق كه در آويخته از آن به شاخه اى وكسى كه نظر كند در حساب خود پس ببيند قرض كهنه را كه صاحبش از آن مايوس شده پس ادا كند آن را پس به تحقيق كه درآويخته به شاخه اى از آن وكسى كه كفالت كند يتيمى را پس به تحقيق كه درآويخته از آن به شاخه اى وكسى كه باز دارد سفيهى را از عرض مؤمني پس به تحقيق كه درآويخته از آن به شاخه اى وكسى كه بخواند قرآن يا چيزى از آن را پس به تحقيق كه درآويخته از آن به شاخه اى وكسى كه ياد آرد خداى را وبشمرد نعمتهاى أو را وشكر كند پس به تحقيق كه درآويخته از آن به شاخه اى وكسى كه عيادت كند مريضى را پس به تحقيق كه درآويخته از آن به شاخه اى وكسى كه نيكى كند پدر ومادر خود يا يكى از آنها را پس به تحقيق كه درآويخته از آن به شاخه اى وكسى كه پيش از اين روز به غضب آورده بود ايشان را پس خوشنودشان كرد در اين روز پس به تحقيق كه درآويخته از آن به شاخه اى وهر كه تشييع كند جنازة را پس به تحقيق كه درآويخته از آن به شاخه اى وكسى كه تسليت دهد در آن مصيبت زده را پس به تحقيق كه درآويخته از آن به شاخه اى وهمچنين هر كسى كه بجا آورد چيزى را از أبواب خير در اين روز پس به تحقيق درآويخته از آن به شاخه اى آنگاه فرمود رسول خدا صلى الله عليه وآله قسم به آنكه مرا به راستى به پيغمبرى مبعوث فرموده كه هر كس كه فراگيرد درى از شر وگناه را در اين روز پس به تحقيق كه درآويخته به شاخه اى از شاخه هاى درخت زقوم پس آن كشاننده است أو را بسوى آتش آنگاه فرمود قسم به آنكه مرا براستى به پيغمبرى فرستاده كه هر كس تقصير كند در اين روز نماز واجبي خود را وضايع كند آن را پس به تحقيق كه درآويخته از آن درخت به شاخه اى وهر كس كه بيايد در نزد أو فقيرى ضعيف كه مىداند بدى حال أو را واو قادر است بر تغيير حالش بدون آنكه ضررى به أو برسد وكسى هم نيست از أو نيابت كند وبنشيند به جاى أو پس واگذارد أو را كه ضايع شود وهلاك گردد ودست أو را نگيرد پس به تحقيق كه درآويخته به شاخه اى از آن وكسى كه عذر خواهى كند از أو بدكارى پس نپذيرد عذر أو را آنگاه عقوبت نكند أو را به قدر بدى أو بلكه بيفزايد بر آن پس به تحقيق كه درآويخته به شاخه اى از آن وكسى كه جدائى اندازد ميان شوهرى با زنش يا پدر با فرزندش يا برادر با برادرش يا خويشى با خويشش يا ميان دو همسايه يا ميان دو رفيق يا دو خواهر پس به تحقيق كه درآويخته از آن به شاخه اى وكسى كه سخت بگيرد بر تنگدستى وحال آنكه مىداند تنگدستى أو را پس بيفزايد بر غيظ أو بلاى أو پس به تحقيق كه درآويخته از آن به شاخه اى وكسى كه بر أو ديني باشد پس منكر شود آن را بر صاحبش وتعدى كند بر أو تا آنكه باطل كند دين أو را پس به تحقيق كه درآويخته از آن به شاخه اى وكسى كه جفا كند يتيمى را وآزار رساند أو را ومال أو را تباه كند پس به تحقيق كه درآويخته به شاخه اى از آن وكسى كه داخل شود در