مخزومى وليد بن مغيرهء مخزومى ، مكرز بن حفص ، عاص بن غامر بن هاشم و عمرو بن عبد الله عامرى . آنها به نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله گفتند : قرآنى بياور كه در آن به ترك عبادت لات و عزّى و مناة و هبل دستورى نباشد و از آنها عيبجويى نكند . نظير همين روايت به طور مختصر از كلبى روايت شده است . « 1 » قبل از او شيخ طوسى به نقل از زجّاج آن را روايت كرده و گفته است :
منظور آنها اين بوده است كه عيبگويى بر خدايانشان را متوقف كنند و اميدهاى خويش را بازسازى كنند و مباحث بعث و نشور را كم رنگ جلوه دهند كه خداوند فرمود در جواب آنها بگويد :
« ما يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسِي »
« 2 » ؛ حق ندارم آن را از پيش خود تغيير دهم .
( 1 )
سورهء پنجاه و دوم : هود
« الر كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنَّنِي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ وَ بَشِيرٌ »
؛ الف . لام . را . اين كتابى است كه آياتش استوار و از جانب فرزانهاى آگاه بيان شده است . كه جز خدا را نپرستند ، من از جانب او هشدار دهنده و بشارتدهندهاى براى شما هستم .
بشارت اين است كه
« وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُمْ مَتاعاً حَسَناً إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى وَ يُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ »
؛ و نيز از پروردگار طلب آمرزش كنيد و به درگاهش توبه آوريد ، تا در زمانى معين به شايستهترين صورت بهرهمندتان سازد و هر صاحب فضلى را به اندازهء فضلش عطا كند .
و انذار اين است كه
« وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ »
؛ و اگر روى بگردانيد من بر شما از عذاب روز سترگ بيمناكم . بازگشت شما به سوى خداست و او بر هر چيز توانا است .
( 2 ) اما كيفيت مقابلهء آنها با آن حضرت و كتابش به اين صورت است كه خداوند فرموده :
« أَلا إِنَّهُمْ يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ لِيَسْتَخْفُوا مِنْهُ أَلا حِينَ يَسْتَغْشُونَ ثِيابَهُمْ يَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُونَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ »
« 3 » ؛ آنان كه سينه خم مىكنند تا خود را از او پنهان دارند و در آن هنگام جامههاى خويش به سر مىكشند آگاه باشيد خداوند آنچه را در دل پنهان يا آشكار دارند مىداند ، زيرا او از راز دلها باخبر است .
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 5 ، ص 146 و واحدى هم آن را در اسباب النزول ، ص 216 ، چاپ جميلى آورده است .
( 2 ) . التبيان ، ج 5 ، ص 35 .
( 3 ) . هود ( 11 ) ، 1 - 5 .