( 1 ) آن حضرت فرمود : من براى اين چيزها مبعوث نشدهام و براى شما توضيح دادم كه چرا مبعوث شدهام . حال اگر قبول كرديد كه بسيار خوب و الا خدا بين من و شما حكم خواهد كرد . آنها گفتند : اگر راست مىگويى كه خداى تو هر كارى مىتواند بكند ، پس آسمان را بر سر ما خراب كن .
او فرمود : اين امر در اختيار خداست و او اگر بخواهد آن را انجام مىدهد . در اين ميان مردى برخاست و گفت : هرگز به تو ايمان نمىآوريم مگر اين كه خدا و ملائكه را نزد ما حاضر كنى .
پس از اين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله برخاست و به همراه او عبد الله بن اميّهء مخزومى كه پسر عمّه پيامبر ، عاتكه دختر عبد المطلّب بود از جايش برخاست و گفت : اى محمد ! هرچه را كه قوم تو گفتند ، قبول نكردى و سپس درخواستهايى را از تو كردند كه انجام ندادى و سپس از تو خواستند كه عذاب را هر چه سريعتر نازل كنى كه كارى انجام ندادى . در اين صورت به خدا قسم كه هرگز به تو ايمان نمىآورم ، مگر اين كه نردبانى به سوى آسمان بگذارى و از آن بالا به روى و در جلوى چشمانم به همراه عدهاى از ملائكه برگردى كه آنها تو و كتابت را تصديق كنند .
ابو جهل گفت : او از هر كارى سربازمىزند مگر سبّ و شتم خدايان و پدران ما ، و من با خدا عهد مىبندم كه سنگى را بردارم و وقتى كه او در سجده است بر سرش بكوبم !
رسول الله صلّى اللّه عليه و آله با حزن و اندوه آنجا را ترك كرد كه خداوند آيات مذكور را نازل كرد . « 1 » و مختصر اين قضيه را ابن شهر آشوب در مناقب آورده است . « 2 »
همچنين خداوند مىفرمايد :
« وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَ لا تُخافِتْ بِها وَ ابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا »
« 3 » ؛ نمازت را نه بسيار بلند و نه چندان آهسته ، حد وسط اين دو را برگزين . »
( 2 ) عياشى از زراره و حمران و محمد بن مسلم از امام باقر و امام صادق عليهم السّلام نقل مىكند كه فرمودند : هنگامى كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله در مكه با صداى بلند نماز مىخواند ، مشركان به جايگاه وى پى مىبردند و او را اذيت مىكردند . براى همين اين آيه نازل شد « 4 » و گويى كه قول آنها كه مىفرمايند : « هنگامى كه در مكه بود » به اين مطلب اشعار دارد كه اين در حالت خاصى پيش مىآمده است نه به طور مطلق .
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 6 ، ص 678 - 679 و الدر المنثور ، ج 3 ، ص 202 ، وى همچنين اين را سبب نزول دو آيه 7 و 8 سورهء فرقان دانسته است ، ج 5 ، ص 63 . و هر دو از ابن عباس نقل شده و مطلب واحدى است .
( 2 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 55 .
( 3 ) . اسراء ( 17 ) ، 110 .
( 4 ) . تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 318 .