كرده است خود را در معرض قتل درآورده است و براى چنين شخصى ارتكاب محرّمات الهى حلال نميشود . چنان كه براى او جائز نيست كه ديگرى را براى حفظ جان خود بكشد « 1 » .
و اينكه ميگويد : « چون اين ترخيص براى رفع خطر گرسنگى است لذا براى هر فردى كه در اين خطر قرار بگيرد آن ثابت است » اين مطلب نيز مسلّم نيست زيرا ميتوان گفت ترخيص مخصوص كسانى است كه خود را در معرض كشته شدن قرار ندهند و كسى كه اقدام براهزنى كرده است خود را در معرض كشته شدن در آورده است .
فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ . . .
- يعنى گناهى بر او نيست ، عبارت « لا اثم » عليه را از اينجهت ذكر كرد كه معلوم كند كه اينها ذاتاً مباح نيستند و تنها در موقع ضرورت مباح گرديدهاند .
إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ . . .
- مغفرت پروردگار را در اين مورد بعلّت يكى از اين دو جهت ذكر كرد :
1 - اين نكته را بيان كرده باشد كه خداوندى كه معصيت را مىبخشد ، به چيزى كه خود ارتكاب آن را ترخيص كرده است حتماً مؤاخذه نخواهد كرد .
2 - با اين تعبير نسبت به كسانى كه اشيايى را كه خداوند حرام نكرده بود از قبيل « سائبه » و غير آن « 2 » بر خود حرام كرده بودند ، به شرط توبه و انابه ، وعدهء مغفرت داده است .
هامش
( 1 ) كشتن شخصى براى حفظ جان خود براى هيچكس در هيچ حال جائز نيست .
( 2 ) تفصيل آن در آيه 103 سورهء مائده ذكر گرديده است .