و علت نقصان اموال اين بود كه بواسطهء اشغال بجنگهاى مداوم فرصت آباد كردن زمينها را نداشتند و جهت نقصان نفوس كشته شدن در جنگها بهمراه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بود .
بعضى گفتهاند « علّت نقصان اموال هلاكت چهارپايان آنها بود » .
وَ الثَّمَراتِ . . .
- بعضى گفتهاند « مراد از آن : از بين رفتن ميوههاى درختان و كمبود زراعت و گياهان است » . برخى ميگويند : « منظور از آن فرزندان است زيرا فرزند ميوهء دل انسان است » .
و علّت نقصان ميوهها اين بود كه بواسطهء اشتغال بجهاد ، از تعمير باغهاى خود و معاشرت با زنان باز ميماندند و در نتيجه بميوههاى آنها لطمه وارد ميآمد و كمتر از آنها فرزند متولّد مىگرديد .
البتّه اين آزمايشها . بمقتضاى حكمت و لطف و مصلحت پروردگار صورت ميگيرد و او پاداشهاى سنگينى كه موجب خشنودى آنان مىشود عنايت مىكند .
در وجه مصلحت و لطف اين آزمايشها دو قول است :
1 - كسانى كه بعد از آنها بوجود ميآيند هنگامى كه با اين نوع پيش آمدها و مشكلات برخورد ميكنند بدانند كه اينها دليل پستى مقام انسان نيست زيرا اين امور براى اصحاب پيغمبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله كه از لحاظ مقام و منزلت از آنها بالاتر بودهاند نيز پيش آمده است .
2 - هنگامى كه كفّار به بينند ، مؤمنين در راه يارى پيغمبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله در عين حال كه با اين نوع مشكلات و مشقتها هميشه مواجه هستند ، از يارى او صرف نظر نميكنند : بلكه هم چنان با بصيرت كامل به پشتيبانى و يارى خود ادامه ميدهند ، از اين جريان پى مىبرند كه آنان يقين و معرفت كامل به صحت و حقانيّت دين اسلام پيدا كردهاند و همين موضوع موجب ميگردد كه كفّار بدين اسلام توجّه كنند و بالأخره در رديف مسلمانان درآيند .
وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ . . .
- صابران را بپاداشهاى سنگين و عواقب نيكو كه در نتيجهء