ما است جمع شد و چنين استدلال مىكند كه صحابه و ياران پيامبر قرآن را فرا گرفته و حفظ مىنمودند و گاهى دستهاى معين ميشدند كه همه آن را حفظ كنند و بر پيامبر ميخواندند .
گروهى چون عبد اللَّه بن مسعود و ابى بن كعب و ديگران چند مرتبه همه قرآن را بر پيامبر خواندند و ختم كردند همه اينها با كمترين تأمل و تفكر ثابت مىكند كه قرآن در زمان رسول اللَّه جمع شده و كامل بوده نه پراكنده .
در خاتمه سخن سيد ميگويد افراد كمى از اماميه و گروه حشويه كه اين مطلب را گفتهاند قابل اعتنا نيستند و اينان باخبارى ضعيف اعتماد كردند و آنها را صحيح پنداشتهاند و معلوم است كه با چنين احاديث ضعيف نميتوان از آنچه بطور يقين بيان كردهايم دست بر داشت .
ناسخ و منسوخ
يكى ديگر از اين نوع مباحث ، بحث « نسخ و ناسخ و منسوخ » و تعريف آنها و اقسام و شرائط نسخ و فرق بين آن و بين بداء و تخصيص است و اينكه آيا در عبادات پيش از عمل بدانها نسخ جائز است يا نه ؟ و آيا سنت ميتواند ناسخ قرآن باشد يا نه ؟
و بيان آنچه ناسخ و يا منسوخ بدان شناخته مىشود .
همه اين مباحث اگر چه از علوم متعلقه به قرآن است لكن كتابهايى كه در اصول فقه نوشته شده از آنها مفصلا بحث مىكند و بمناسبت بعضى از آيات تا آنجا كه شايسته تفسير باشد در اين كتاب خواهد آمد
.
فن ششم
اخبار در فضيلت قرآن و اهل آن .
انس بن مالك در باب فضيلت قرآن سه حديث از رسول اكرم نقل مىكند از اين قرار 1 - اهل قرآن همان خاصّان خدايند .
2 - بالاترين عبادتها قرائت قرآن است .
3 - قرآن آن ثروتى كه با آن ، فقر و بدون آن ثروت ، نخواهد بود .