و بيشمارند گرفتار فراموشى كند و نسيان در دلهاى آنان ايجاد نمايند اگر چه اين امرى بر خلاف عادت و معجزهاى براى پيامبر است .
و كسى كه آيه را حمل بر نسيان مقابل ذكر كرده و از طرفى جائز شمرده كه منظور از آيه پيامبر باشد استدلال نموده بآيهء شريفه
« سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ »
« 1 » يعنى در صورت اراده و مشيت خداوند نسيان و فراموشى تو « پيامبر » امكان دارد و گفته است : حسن چنين عقيده دارد و گفته است : پيامبر شما قرائت قرآن را تعليم داد و سپس فراموش كرد .
زجاج اين معنى را انكار نموده و گفته است : خداوند در اين آيهء شريفه :
« وَ لَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ
لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنا غَيْرَهُ »
« 2 » اعلام نموده به اينكه اراده و مشيت او هيچگاه تعلق نمىگيرد كه آنچه را بر پيامبر بطور وحى فرستاده از بين ببرد .
ابو على فارسى ميگويد : اين آيه شريفه نميتواند در برابر آنهايى كه « ننسها » را از نسيان و فراموشى گرفته دليل واقع شود و نادرستى آن عقيده را ثابت نمىكند زيرا كه اين آيه
« وَ لَئِنْ شِئْنا »
در مورد امورى است كه نسخ و تغيير در آن راه ندارد مانند قصههاى گذشته و اخبار از وضع ملتهاى پيشين ، و آنچه را ممكن است پيامبر فراموش كند عبارت است از امورى كه ميتواند تغيير كند مانند او امر و نواهى كه موقوف بر مصلحت است و در زمانهايى كه نسخ در آنها بيشتر مصلحت داشته باشد .
و دليل بر اينكه « ننسها » از نسيان مقابل ذكر گرفته شده قرائت كسى است كه « و ننسها » - با واو - قرائت نموده مانند سعد بن ابى وقاص ، و قرائت كسى كه
هامش
( 1 ) سورهء 87 آيه 6 ما آيات قرآن را بر تو قرائت مىكنيم تا فراموش نكنى مگر آنچه خدا خواهد .
( 2 ) سوره 17 آيهء 86 و اگر بخواهيم از بين ميبريم چيزى را كه به تو وحى فرستاديم مخفى نماند كه« لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنا غَيْرَهُ »در دنبال اين آيه نيست بلكه در همان سوره در دنبال آيهء 73« وَ إِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ »مىباشد و اشتباهى در نقل واقع شده است .