نخستين ناحيهء خورهء فارياب است ، پنج فرسخ .
از كاخ خوط تا شهر فارياب « 1 » ، حدود دو فرسخ .
از فارياب تا بيابانى كه به آن ، قاع « 2 » گويند ، پنج فرسخ .
از شهر فارياب تا قاع واقع در بيابان بيشتر راه فراز و نشيب دارد .
وقاع منزلگاه آن بيابان است كه در آن خانهها و چاههاى آب وجود دارد ، و جزء حوزهء حكومتى ناحيهء جوزجان « 3 » است ، و فاصلهء فارياب تا قاع واقع در بيابان نه فرسخ است .
از قاع تا شبورقان « 4 » واقع در بيابان واص ؟ ؟ ؟ موه ؟ ؟ ؟ ، كه شهر پر جمعيت و داراى منبر است ، و فاصلهء قاع تا جوزجان ، نه فرسخ است .
از شبورقان تا سدره « 5 » كه از ناحيهء بلخ است ، شش فرسخ .
سدره منزلگاهى بيابانى است كه جز يك چاپار بريد و چند خانه ، چيز ديگرى در آن وجود ندارد . چون در سال 203 ه زلزلهاى در خراسان ، در نواحى مرو و طخارستان آمد ، چشمهء سدره از زلزله شكافته گشت و چشمهء بزرگى گرديد و آبش در بيابان جارى گشت ، و اين بيابان
هامش
( 1 )Farayab، ر ك به ابن خرداذبه ، ص 32 ؛ ابن فقيه ، ص 321 ؛ اصطخرى ، ص 270 ؛ ابن حوقل ، ج 2 ، صص 369 - 370 ؛ صاحب حدود العالم اين محل را به صورت بارياب [ پارياب ] ذكر كرده است .
ص 97 ؛ سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 451 .
( 2 )AL Kae، رك به ابن خرداذبه ، ص 32 .
( 3 )Djouzadjan، ر ك به ابن خرداذبه ، ص 32 ؛ ابن فقيه ، ص 321 ؛ اصطخرى ، ص 270 - 271 ؛ ابن حوقل ، ج 2 ، ص 370 ، ابن رسته . ترجمهء . ص 122 ؛ مقدسى محل مذكور را به صورت جوزجانان ضبط كرده است . ص 298 ؛ سرزمينهاى خلافت شرقى ، صص 446 - 449 .
( 4 )Schabourkan، ر ك به ابن خرداذبه ، ص 32 ؛ اصطخرى ، ص 271 ؛ ابن حوقل محل مذكور را اشبورقان ضبط كرده ، ج 2 ، ص 370 ؛ حدود العالم ( اشبورقان ) ص 97 ؛ مقدسى ، ص 298 ؛ سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 452 .
( 5 )Sidra، ر ك به ابن خرداذبه ، ص 32 .