باب هفتم در بيان مرزهاى اسلامى و ملتها و نسلها كه گرد آنند .
ملتها و نسلهاى دشمن اسلام از تمام سمتها گرد آن را گرفتهاند . دورترين نواحى آنان ، بعضى به مرز مملكت اسلام نزديك و بعضى دورند .
ملوك الطوايفى كه ذو القرنين « 1 » بر ايشان پادشاهى كرده بود ، پانصد و يازده سال به پادشاه روم باج و رشوه مىدادند تا آنكه اردشير بن بابك « 2 » كشور را بعد از رنج و كوشش بسيار به سامان رسانيد . از آن زمان ، دادن باج را كه پارسيان با رنج و مشقّت به روم مىدادند ، منع نمود . بنا بر اين سزاوار است كه مسلمانان نسبت به انواع دشمنان ( اطراف ) خود ترس و وحشتى بيش از دشمنان رومى نداشته باشند . و بر اين مطلب نشانههايى است و همانطوريكه گفتم حقيقت در آنها روشن است و خداوند با توانائيش به اصلاح كردن كارها پيروز است . امّا روم ، طبق آنچه بوده ، بيان شد . لازم است ، كه سخن دربارهء مرزهاى مقابل به سرزمين ايشان ( روم ) را بر سمتهاى ديگر ترجيح دهيم . مىگوئيم كه اين مرزها عبارتند از : مرزهاى خشكى كه با سرزمين دشمن برخورد دارند و از سمت خشكى نزديك آن
هامش
( 1 )Dhou'L - Karnain ( Dhou'l - Qarnain )( 2 )Ardaschyr ibn Babak