اين سنگها در آن به عمل مىآيد ، همچنانكه طلا در جاى خودش عمل مىآيد و آن به اين دليل است كه اين حفرههايى كه حفر كردهاند دوباره پر مىشود ، آنگاه بسته مىشود و زمين به همان حالت اوّل خود بازمىگردد .
بنابراين وقتى كه در سال دوم يا سوم حفر شود ، سنگهاى بزرگ و كوچك در آن يافت مىگردد ، آن چه از اين سنگها در جهت شرق اين كوه ايجاد شده سرخ رنگ و آنچه در طرف غرب آن بوجود آمده آبى رنگ است و در جهت جنوب و شمال اين كوه چيزى از اين سنگها يافت نمىشود .
سجستان « 1 » - طبريّه « 2 » - درياچهء منتنه « 3 » ( مرده )
146 - همچنين در اين ناحيهء شهر سجستان وجود دارد كه شهرى داراى قدمت است . گفته شده از بناهاى جالوت و يا گفتهاند ، از بناهاى بخت النّصر بوده است .
هامش
( 1 ) . همانطور كه قبلا اشاره كرديم سجستان ايالتى است در جنوب خراسان هيچگونه ارتباطى با ناحيت فلسطين ندارد .
( 2 ) .Tabariyya ; cf . E . I . , IV , 609 , Par Fr . Buhl .اين شهر مركز اردوگاه اردن و شهرستان ( درّه ) كنعان بوده كه ميان كوه و درياچهء طبريه قرار داشته است ( ر . ك : احسن التقاسيم ، مقدسى ، بخش اوّل ، ص 226 ) .
( 3 ) . زهرى در اينجا دو درياچهء طبريه و بحر الميت ( درياچهء منتنه ) را يكى دانسته است در حالىكه درياچهء طبريه يا درياى جليل در مغرب شهر طبريه قرار گرفته است به گفته ابو الفداء اين درياچه در اوّل غور ( اردن ) واقع است . و رود اردن از درياچه بانياس خارج و به آن مىريزد ، تقويم البلدان ، ( ترجمه ) ، ص 53 . ولى درياچهء منتنه همان درياچهء اريحا و زغر است كه بعدها به بحر الميت مشهور شده است ( ر . ك : التنبيه و الاشراف ، مسعودى ، ( ترجمه ) ، ص 69 ) . حتى زهرى چنان بىربط سخن گفته كه درياچه منتنه فلسطين را كه در عناوين كتاب به آن اشاره شده ، در ناحيهء جلّيقيّه اسپانيا ياد كرده است كه كاملا مغاير گفته خود اوست .