خداوند متعال است كه : « يوسف را از قبل با دليلهاى روشن براى شما فرستاديم » . « 1 » نام اين پادشاه « ريان « 2 » » بود .
102 - همچنين است شهر دمياط كه آخرين شهر مصر است . در آن عمّامههاى خوبى بافته مىشود كه با نقاشىهايى تذهيب شده است [ پ
v
22 ] ، و در همه جاى زمين از شرق گرفته تا غرب ، جز در آنجا يافت نمىشود و از آنجا به شرق و غرب صادر مىشود .
103 - مردم مصر و اشراف آن ، فرومايهترين و بخيلترين مردم بر اموالشان هستند ، در حالى كه بيشتر آنها نيكوكارند . مصر باغهاى بسيار دارد و مصريان بسيارى از ميوهها و غذاها را دارند . كمترين ميوهء ايشان انگور است و بيشترين ميوهء ايشان خرما و موز مىباشد . عسل در آنجا كم است مگر آنچه كه از روم و شام به آنجا برده مىشود .
104 - مصر دروازهء مغرب است ، و از آنجاست كه چيزهاى كمياب هند و سند و عراق به سرزمين افريقيّه و اندلس صادر مىشود . ما توضيحات خود را در مورد بخش دوم اين قسمت آباد زمين آورديم و اينك به ذكر بخش سوم از قسمت آباد زمين مىپردازيم . مساحت اين بخش از زمين سه هزار و چهار صد فرسخ است و خداوند بر غيب آگاهتر است .
جزء سوم
-
ناحيهء اوّل : غزنه « 3 »
105 - بدان - ان شاء اللّه خداوند ما و تو را هدايت كناد - كه اين بخش وسيع ،
هامش
( 1 ) . مؤمن / 34 .
( 2 ) . مصحح نام پادشاه را بر طبق نسخههاى ديگر ، الربانون الوليد ، يا الوليد بن الريان ضبط كرده است ( پاورقى كتاب ، ص 50 ) .
( 3 ) .Ghazna ; cf . E . I 2 . , I , 1073 , Par C . E . Bosworth .