بنى عباس ، در شهر اسكندريه به زندان افتاد . پس ماه رمضان فرارسيد . وى به غلامش دستور داد كه بالاى مناره رود و زمانى كه خورشيد غروب كرد سنگى از آن بالا بيندازد . وزير هم در پايين مناره منتظر رسيدن سنگ نشست . آنگاه غلام آنچه را كه مولايش دستور داده بود ، انجام داد ، پس سنگ هنگامى به پايين رسيد كه شفق ( يا غروب ) از بين رفته بود ، پس وزير اين امر را دليل بر ارتفاع برج گرفت .
98 - [ پ
v
21 ] مسعودى آورده است كه يك سوم اوّل اين مناره ( از بالا ) چهارگوش ، و يك سوم ميانى آن مدور « گرد » ، و يك سوم آخر آن « در پايين » هشت ضلعى است و اين مناره به شمار روزهاى سال خانه دارد و در بالاى آن آينهاى بزرگ است . ابن جزّار ادعا كرده است كه اين آينه از فاصلهء بسيار دور كشتىها را مىسوزاند . ولى مسعودى در كتاب التنبيه و الاشراف نوشته است كه اين مناره كشتىها را نمىسوزاند ، بلكه مردم شهر اسكندريه در اين آينه كشتىهايى را كه از قارهء اروپا و سرزمين ارمان ( ارمن ) و جزاير دريا مانند جزيرهء صقليه « 1 » و إقريطش « 2 » و عراق و غيره به سوى آنان مىآمدند ، مىديدند .
آنها كشتىها را از مسافت سه روز راه يا بيشتر مىديدند . و بدين ترتيب خودشان را قبل از رسيدن دشمن آماده مىكردند . « 3 » به نوشتهء مورّخان ، جنس اين آينه از چوب است كه روى آن با روغنهاى خوبى جلا داده شده و از ظرافت و استحكام خوبى برخوردار است . اين آينه خميده است و صاف نيست ، قطر آن شانزده ذراع و دور تا دور آن حدود پنجاه ذراع است . همچنين
هامش
- بر منارهء اسكندريه بديد . . . ( ترجمه ) ، صص 46 و 47 . بنابراين مسعودى صحبت از زندانى شدن او در اسكندريه نمىكند ، مطلبى كه زهرى آورده رويى در صواب ندارد .
( 1 ) .Djazirat Sikilliyya Sicile ; cf . E . I . , IV , 414 , Par T . Grouther Gordon .( 2 ) .Djazirat ' Ikritash Crete ; E . I . , I , 900 , Par F . Giese .( 3 ) - التنبيه و الاشراف ، ( ترجمه ) ، ص 47 .