تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
گفتم : آيا من چيزى دارم كه با آن او را تزويج كنم ؟ گفت : تو اگر نزد رسول اللّه صلى الله عليه و آله بيايى ، او را به تو تزويج مىكند . به خدا قسم كه همين‌طور مرا اميدوار مىكرد تا اين‌كه بر رسول اللّه صلى الله عليه و آله وارد شدم . رسول اللّه صلى الله عليه و آله آن‌چنان هيبت و عظمتى داشت كه وقتى در مقابلش نشستم ، زبانم بند آمد و نتوانستم چيزى بگويم . آن حضرت فرمود : براى چه امرى آمده‌اى ؟ آيا خواسته‌اى دارى ؟ من سكوت كردم . فرمود : شايد آمده‌اى تا از فاطمه خواستگارى كنى ؟ گفتم : بله . فرمود : آيا چيزى دارى كه مهريه‌اش كنى ؟ گفتم : نه . فرمود : زره‌اى كه بر تو پوشاندم چه كرده‌اى ؟ گفتم : نزد من است . اين زره حُطَميه‌اى « 1 » است و فقط چهار صد درهم ارزش دارد . رسول اللّه صلى الله عليه و آله فرمود : هر آينه او را به تو تزويج كردم . همان زره را بفرست . و صداق فاطمه همين زره بود . « 2 »

خطبهء عقد

حلبى در مناقب آل ابى طالب ، مىنويسد : نبى اكرم صلى الله عليه و آله در هنگام تزويج فاطمه به على عليه السلام خطبه‌اى ايراد كرد و فرمود : « الحمدللّهِ المَحْمودِ بِنِعْمَتهِ ، المعبودِ بقُدرتِهَ ، المطاع فى سلطانه ، المرغوب اليه فيما عنده ، المرهوب مِنْ عذابِهِ ، النافذ امرُهُ فى سَمائهٍ و أرضِهِ ، خَلقَ الخلقَ بقدرتِهِ و ميَّزهْم بأ حكامه و أعزَّهم بدينه و اكرمهم بنبيّه محمد . انّ اللّهَ جَعَل المصاهرة نسباً لاحقاً و امراً مفترضاً وَ شَبحَ بها الارحام و الزمها الأنام . قال تعالى : « هُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَصِهْراً » « 3 » ثم انّ اللَّه تَعالى أمرَنى أزوّج فاطمةَ مِنْ علىٍ و قَدْ زَوّجْتُها اياهُ عَلى اربعمئةَ مِثْقالَ فِضَّةٍ ( كذا ) انْ رضيتَ يا علىُّ . »
هامش
( 1 ) . جزرى در النهايه مىنويسد : رسول اللّه صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود : زرهء حُطميه‌اى را چه كرده‌اى ؟ و اين زره منسوب به طايفه‌اى از عبدالقيس بود كه زره مىبافتند . ( 2 ) . الذرية الطاهره ، ص 94 . ( 3 ) . فرقان ( 25 ) ، 5 .