صد هزاران از قماش حوريان قدس را
در جوال تركمانى يافتم دانى كه چيست
و نسخه « چون كه ديد » به اين معنى اطبق است از نسخهء « چون كه شد » .
( ( 3196 ) ) تن مبين و آن مكن كآن بُكم و صُم * كَذَّبُوا بِالحَقِّ لَمّا جاءَهُم
ن 1198 11 - ك 399 19
آن مكن كان بكم و صم : يعنى آن كارى مكن كه كفرهء گُنگان و كَران كردند و تكذيب كردند حق را ، چون كه آمد ايشان را .
و معنى ديگر آن كه ، مكن - به فتح - بخوانيم ، و « آن » آنيت قرين حسن باشد . و مؤيد اين است كه در نسخهء « جان مكن » ، يعنى ديدن روح الله را از نظر مينداز ، مثل ابليس و ابالسه ، كه آنها تكذيب كردند حق را ، چون صورت ديدند - نه معنى .
و بنا بر فتح ، معنى دقيقِ ديگر هست ، موافق آن چه قائل گويد :
سين انسان چون كه خيزد از ميان
اوّل و آخر نماند غير آن
كه اشارت به هويّت باشد .
( ( 3198 ) ) خدمت او خدمت حق كردنست * روز ديدن ديدن اين روزنست
ن 1198 13 - ك 399 21 خدمت : * ( « مَنْ يُطِعِ اَلرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ الله » 4 : 80 ( 1 ) .
( ( 3199 ) ) خاصه اين روزن درخشان از خودست * بىوديعه آفتاب و فرقدست
ن 1198 14 - ك 399 21
درخشان از خود است : چه مؤيد است و مكتفى به ذات و باطنِ ذات خود است و نور الله است . و روزن گفتن ، تمثيل است براى تفهيم .
بىوديعه : به باء موحده . و در بعض نسخ « نى ذريعه » - به معنى وسيله .
فرقد : از كواكب ثابته است . لغتى است در فرقدين . و مراد آن است كه روزنهء حسّى مستعير است از آفتاب و كوكب ظاهريين - نه اين كوكب دُرّى ، كه درخشندگى ذاتى اوست . و استمداد از مباين نمىخواهد .
( ( 3200 ) ) هم از آن خورشيد زد بر روزنى * ليك از راه و سوى معهود نى
ن 1198 15 - ك 399 22
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء نساء ، آيهء 80 . .