( ( 1893 ) ) مرد او بر جاش خر پشته نشاند * و آن كه كهنه كشته پشته هم نماند
ن 1135 22 - ك 380 31
بر جاش خر پشته : پشتهء بزرگ ، دراز ميانش بلند ، و دو طرفش نشيب . و به مناسبت بر قبر و خيمه اطلاق شود . و در بعض نسخ « بر جاى او پشته » است .
و آن كه كهنه كشته پشته هم نماند : يعنى قهر او مىبرد هستى آدمى را ، و صورت قبر بر جاى او مىنشاند ، و مدّت متطاولى كه مىگذرد ، قبر هم نمىماند .
( ( 1894 ) ) هر كسى را جفت كرده عدل حق * پيل را با پيل و بق را جنس بق
ن 1136 1 - ك 380 32
هر كسى را : اشارت است به آن چه گفتيم كه چه درين نشاه و چه در آن نشاه ، بعضى در تحت اسماء لطفيّه ، و بعضى در تحت اسماء قهريّهاند . و همه عدل است . اين است كه در دعا مىگويى : رَبَّنا عامِلْنا بِفَضلِكَ وَلا تُعامِلْنا بِعَدْلِكَ .
( ( 1895 ) ) مونس احمد به مجلس چار يار * مونس بو جهل عُتبه و ذو الخمار
ن 1136 2 - ك 380 32
عتبه : به ضم عين مهمله ، اسم است .
و ذو الخمار : به كسر خاء معجمه ، كسى بود از كفار كه مقاتله كرد در خمار زن ، و خمار چيزى است كه زن به آن سر و روى را بپوشد .
( ( 1898 ) ) قبله اى زاهد بود يزدان برّ * قبله اى مطمع بود هميان زر
ن 1136 5 - ك 380 34
برّ : بارّ و نيكو .
قبلهء مردان حق اعمال نيك
قبلهء نااهل جهل مرده ريگ
ن ندارد - ك 380 34
جهل مرده ريگ : ميراثى . يعنى جهل مركَّب به تقليد جاهل ميّت معنوى يا صورى .
( ( 1899 ) ) قبله اى معنىوران صبر و درنگ * قبله اى صورت پرستان نقش شنگ
ن 1136 6 - ك 380 35
شنگ : رعنا و راه زن . و نفس هر دو را دارد . و كسى كه كمر بسته كه تمشيت امر نفس را بدهد ، آن را قبلهء خود كرده .
( ( 1902 ) ) رزق ما در كاس زرّين شد عقار * و ان سگان را آب تتماج و تغار
ن 1136 9 - ك 380 37