تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
پيش كرده بد : يعنى دور كرده بود . كشش : و جذبهء معشوق حقيقى ، مانند سيل ، كه خاشاك را پيش مىكند و مىبرد .
( ( 1120 ) ) سخت پس پس مىرود او سوى بن * گفت دمّش را به سوى خانه كن
ن 1098 19 - ك 369 17 سوى بن : به ضم باء موحده . و همچنين در بيت بعدِ بعد . و نسخه هايى كه چيز ديگر است ، صحيح نيست .
( ( 1123 ) ) چون ببندى شهوتش را از رغيف * سر كند آن شهوت از عقل شريف

ن 1098 22 - ك 369 18 عقل شريف : يعنى شهوت نفسانى ، خواهش عقلانى شود . چون « شَيطانى أسلَمَ عَلى يَدَىَّ » ( 1 ) .

( ( 1124 ) ) همچو شاخى كه ببرّى از درخت * سر كند قوّت ز شاخ نيك بخت
ن 1098 23 - ك 369 19 شاخ نيك بخت : اصح است از نسخهء « اى نيك بخت » . چه بجاى شاخ ديگر خواهد بود و استعاره است .
( ( 1125 ) ) چون كه كردى دمّ او را آن طرف * گر رود پس پس رود تا مكتنف
ن 1099 1 - ك 369 19 مكتنف : پناه - چون كنف . پس عقل پناه است و خانهء امن .
( ( 1127 ) ) گر روم چون جسم موسىّ كليم * تا به بحرينش چو پهناى گليم

ن 1099 3 - ك 369 20 تا به بحرينش : اشارت است به كريمهء * ( « وَإِذْ قالَ مُوسى لِفَتاه لا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ اَلْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُباً » 18 : 60 ( 2 ) . يعنى گفت موسى - عليه السلام - به رفيقش كه ثابتم در طلب تا برسم به مجمع البحرين يا بگذرد احقابى . و حقب به هشتاد سال و غير آن تعيين شده . و تأويل مجمع البحرين ، جمع مرتبهء الاعيان الثابتة و حضرة الاسماء و الصفات است .

( ( 1134 ) ) هم برون افكن هر آن چه افكندنيست * درميا با آن كه اين مجلس سنى است
ن 1099 11 - ك 369 24
هامش
( 1 ) منبع يافت نشد . .
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء كهف ، آيهء 60 . .
شرح مثنوى — صفحة 304 | مصطفى بروجردى / ملا هادي السبزواري