جزاى سيّئه : اشارت است به كريمهء * ( « وَجَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها » 42 : 40 ( 1 )
( ( 4001 ) ) چون سبب كردى كشيدى سوى خويش * مثل آن را پس تو ديّوثى و بيش
ن 1027 22 - ك 346 28
ديّوث : غلتبان .
( ( 4003 ) ) او كامين من بد و لالاى من * خاينش كرد آن خيانتهاى من
ن 1028 1 - ك 346 29
لالا : بنده و خادم .
( ( 4006 ) ) همچنانك اين يك بيامد در جزا * آزمودم باز نزمايم و را
ن 1028 4 - ك 346 30
باز نزمايم و را : يعنى آزموده را نيازمايم كه « مَن جَرَّبَ المُجَرَّبَ حَلَّت بِه النَّدامَة » .
( ( 4008 ) ) داد حقمان از مكافات آگهى * گفت اِن عُدتُم بِه عُدنا بِه
ن 1028 6 - ك 346 31
ان عدتم : اشارت است به كريمهء * ( « عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدْتُمْ عُدْنا » 17 : 8 ( 2 )
( ( 4019 ) ) ز ان سبب كز غيرت و رشك كنيز * مادر فرزند دارد صد ازيز
ن 1028 17 - ك 346 39
ازيز : به دو زاى معجمه صداى ناله .
( ( 4050 ) ) او همين گفت و همه ميران همين * هر يكى را خلعتى داد او ثمين
ن 1030 11 - ك 347 20
ثمين : قيمتى .
( ( 4051 ) ) جامگىهاشان همىافزود شاه * آن خسيسان را ببرد از ره به چاه
ن 1030 12 - ك 347 20
جامگى : وظيفه .
آن خسيسان : اگر به خاء معجمه و دو سين مهمله باشد ، چاه - به چيم فارسى - خواهد بود و اگر به حاء مهمله و دو شين معجمه باشد - كه در بعض نسخ است - جاه - به جيم عربى با باى سببى خواهد بود .
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء شورى ، آيهء 40 . .
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء اسراء ، آيهء 8 . .