اين مهمانها ملايكه بودند . بعضى گفتهاند جبرئيل بودند و هفت ملك ديگر . و بعضى گفتهاند جبرئيل بود و ميكائيل و ملك ديگر . و حضرت ابراهيم - عليه السلام - گوسالهء بريانى حاضر كرد ، و چون ايشان امتناع نمودند از اكل ، به قلب او ترسى خطور كرد كه گاه باشد ارادهء سوء دارند . و ايشان چون ملك بودند ، قوت ايشان تسبيح و تهليل حق بود و قلب را هم جز لقاء الله قوتى نيست ، اگر قلبِ كامل باشد .
( ( 401 ) ) كى بخور اين است ما را لوت و پوت * نيست او را جز لقاء الله قوت
ن 403 4 - ك 143 38
لوت و پوت : فارسى ، اقسام خوردنيها و آشاميدنيها .
( ( 410 ) ) حق همىگويد كه آرى اى نزه * ليك بشنو صبر آر و صبر به
ن 403 13 - ك 144 5
نزه : از نزاهت ، يعنى پاكيزه .
( ( 416 ) ) هم از اينجا كودكانش در پسند * يرتع و يلعب به شادى مىزدند
ن 403 20 - ك 144 11 يرتع و يلعب : اشارت است به كريمهء * ( أَرْسِلْه مَعَنا غَداً يَرْتَعْ وَيَلْعَبْ وَإِنَّا لَه لَحافِظُونَ 12 : 12 ( 1 ) . برادران يوسف به يعقوب - على نبيّنا [ و آله ] و عليهما السلام - عرض مىكردند كه بفرست يوسف را با ما فردا به صحرا تا تفرج كند و بازى كند ، و به درستى كه ما او را هر آينه محافظيم .
( ( 419 ) ) هر چه از يارت جدا اندازد آن * مشنو آن را كان زيان دارد زيان
ن 404 1 - ك 144 12
زيان دارد : اشارت است به آن كه جدا بودن از سواد اعظم جبروت و لاهوت ، و به سر بردن در زمين قفر ناسوت و دورى از ام القراى وجود انسان كامل ، و نزديكى به قرى و رساتيق موجودات ناقصه در نهايت خسران است . مثل واگذاشتن اصحاب نبى او را چنان كه خدا به غبن افحش ايشان اشارت فرموده .
( ( 420 ) ) گر بود آن سود صد در صد مگير * بهر زر مگسل ز گنجور اى فقير
ن 404 2 - ك 144 13
گنجور : خزانه دار .
( ( 423 ) ) تا نبايد ديگران ارزان خرند * ز ان جلب صرفه ز ما ايشان برند
ن 404 5 - ك 144 14
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء يوسف آيهء 12 . .