تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
رندان : بىباكان مكَّار و اشرار مراد است و با زندان جناس مضارع دارد .
( ( 3306 ) ) خادمه سفره بيفشاند و فتاد * پارهء نان بيات آثار زاد
ن 547 2 - ك 190 23 بيات : شب مانده .
( ( 3309 ) ) گندم و جو را و باقىّ حبوب * مىتوانى خورد و من نه اى طروب
ن 547 5 - ك 190 25 حبوب : جمع حبّه دانهء نباتات . طروب : شاد .
( ( 3317 ) ) اسب كش گفتى سقط گردد كجاست * كور اختر گوى محرومى ز راست
ن - ك 190 30 كور اختر : يعنى نابينا به اختر مثل روز كور يا كور به تقاضاى آسمانى و على اىّ تقدير به كسر راء كور . گوى محرومى ز راست : يعنى چون گوى در خم چوگان گچى و در بعض نسخ ز اختر ( به زاى منقوطه ) بود ، و معنى چنين مىشود كه تو بگو و بپندار كه از احكام اختر اين اخبار را بگويى - مانند منجّم - ولى محرومى ز راست گفتن .
( ( 3321 ) ) زود استر را فروشيد آن حريص * يافت از غم وز زيان آن دم محيص
ن 547 18 - ك 190 32 محيص : مخلص .
( ( 3323 ) ) گفت او بفروخت استر را شتاب * گفت فردايش غلام آيد مصاب
ن 547 20 - ك 190 33 مصاب : مصيبت رسيده و آفت ديده .
( ( 3329 ) ) چند چند آخر دروغ و مكر تو * خود نپرّد جز دروغ از وَكرِ تو
ن 548 6 - ك 190 37 وكر تو : آشيان تو و در نسخه ذكر تو و اوّل انسب است به پريدن .
( ( 3330 ) ) گفت حاشا از من و از جنس من * كه بگرديم از دروغى ممتهن
ن 548 7 - ك 190 38 ممتهن : از مهانتست به معنى خوارى .