كه نور خدا حقيقت وجود بسيط مبسوط است كه * ( الله نُورُ اَلسَّمواتِ وَاَلأَرْضِ 24 : 35 ( 1 ) پس ماهيات و تعينات سماوات و ارض ، مستنير ، و وجود حقيقى طرد العدم كه منشأ آثار مترتبه بر آنهاست و به اعتبار او مستحق اطلاق حقيقت بر آنها مىشوند ، نور است و از جملهء انوار حق است وجودات جمعيهء مجردات مرسله و وجودات مجردات متعلقه . چنان كه اشراقيين از حكماء ، عقول كليه را انوار قاهره نامند و نفوس فلكيه را انوار مدبره و نفوس ناطقهء ارضيه را انوار اسپهبديه و همهء اينها ذواتشان انوار خداست . كو ز نور عقل : يعنى نورى كه به ذهن و به حس در آيد .
پس هر لحظه عالمى تسليم مىشود و عالم ديگر حادث مىشود . و در كلام مجيد به اينها اشارت است كه * ( أَفَعَيِينا بِالْخَلْقِ اَلأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ 50 : 15 ( 2 ) و نيز * ( كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ 55 : 29 ( 3 ) و نيز * ( إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ 35 : 16 ( 4 ) يعنى خواست و برد . چه صفات حق و وجوبيست و مشيتش فعلى است و قوه و امكان پيرامون جلالش نيست . بلى حق و صفات حق قديم است پس انارتش افول ندارد و قديم الاحسان است و باسط اليدين بالعطية است دائماً و قديم التكلم است و بالجمله آن چه از ناحيهء حق است قديم و دائم و ثابت است .