مدركات و اين قوى هر گاه استعمال شوند در ادراك اشياء به اعتبار وجه النفس نه وجه الله و نه از آن جهت كه وسيلهء ادراك كلياتند و نه از آن جهت كه آيات الله و مظاهرند همه شواغل و حجب مىشوند از حق ، و موجبات ورود بر ابواب جهنم مىشوند كه * ( لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ 15 : 44 ( 1 ) به خلاف آن كه استعمال شوند به آن جهات ديگر كه اشاره كرديم و نفس شاكر حقيقى باشد اعنى صرف كند اينها را فيما خلقت لأجله و عقل بالفعل شود كه هشت مىشوند به انضمام عاقله و مىگردند موجبات ورود بر هشت در بهشت و دخول در بهشت .
ن 39 9 - ك 19 4 از جهانى كآتش است : به حسب نوريت ، مانند نار وادى ايمن . آبش مثال : به حسب حيات بخشى به اين عالم موت و ظلمت ، كه آب ، صورت حيات است ، چنان كه در قول حق تعالى : * ( أَنْزَلَ مِنَ اَلسَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها 13 : 17 ( 2 ) يكى از وجوه تأويل ماء ، نفس است كه به اجسام تعلق گرفته و همه را احياء كرده .