رَبَّه « ( 1 )
( ( 3558 ) ) حاكم انديشهام محكوم نى * ز انك بنّا حاكم آمد بر بنى
ن 368 18 - ك 133 10
بنى : امالهء بنا است .
( ( 3562 ) ) قاصداً زير آيم از اوج بلند * تا شكسته پايگان بر من تنند
ن 368 22 - ك 133 12
قاصداً : يعنى به اختيار ، بلكه به كلفت خود را به انديشهء كثرت اندازم ، كه مسخّر انديشهء كثرت نيستم .
( ( 3563 ) ) چون ملالم گيرد از سفلى صفات * بر پرم همچون طيور الصافات
ن 369 1 - ك 133 12 طيور الصافات : مراد ملايكهء مقربين است . چنان كه : * ( وَاَلصَّافَّاتِ صَفًّا 37 : 1 ( 2 ) ، قسم به آنهاست و آنها برترند از ملايكهء مشارٌ اليهم بقوله تعالى : * ( فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً 79 : 5 ( 3 ) .
( ( 3565 ) ) جعفر طيّار را پر جاريه است * جعفر طرار را پر عاريه است
ن 369 3 - ك 133 13
پر جاريه است : علم متعلق به عمل يك پر ، و علم غير متعلَّق پر ديگر - كه معرفت ذات و صفات و افعال باشد .
طرار : عيّار .
( ( 3566 ) ) نزد آنك لم يذق دعوى است اين * نزد سكان افق معنى است اين
ن 369 4 - ك 133 14
لم يذق : يعنى آن كه نچشيده از مشرب گوارا .
افق : مراد افق مبين است كه نهايت مقام قلب است ، و افق اعلى كه مقام واحديت اسمائيه است .
( ( 3567 ) ) لاف و دعوى باشد اين پيش غراب * ديگ تى و پر يكى پيش ذباب
ن 369 5 - ك 133 14
ديگ تى : يعنى ديگ تهى .
ذباب : مگس را ذباب گويند ، چه كُلَّما ذَبَّ آبَ ، يعنى هر چه دفع مىشود باز رجوع مىكند .
( ( 3571 ) ) چونك در معده شود پاكت پليد * قفل نه بر خلق و پنهان كن كليد
ن 369 9 - ك 133 16
پاكت پليد : يعنى هر گاه پاك نشده ، و پاكها در وجود ظلمانى پليد مىشود . بايد رياضت كشيد .
هامش
( 1 ) كنوز الحقائق ، ص 9 - اللؤلؤ المرصوع ، ص 86 . .
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء صافات ، آيهء 1 . .
( 3 ) قرآن كريم ، سورهء نازعات ، آيهء 5 . .