تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
اسم كه بخوانيد پس از براى اسماء حسنى است .
( ( 1956 ) ) فى السماء رزقكم نشنيده اى * اندرين پستى چه بر چفسيده اى

ن 292 1 - ك 109 7 فِي اَلسَّماءِ رِزْقُكُمْ وَما تُوعَدُونَ 51 : 22 ( 1 ) . يعنى در آسمان ظاهر است روزىِ ظاهر شما ، و در سموات علاى قدس تجرد است روزى معنوى شما از علوم و معارف ، و همچنين آن چه وعده داده مىشويد از لذايذ صوريهء آسمان صورى آنها را يكى از مظاهر است و روحانيات در سماء قدس و محيط به آن است .

( ( 1958 ) ) هر ندايى كه تو را بالا كشيد * آن ندايى دان كه از بالا رسيد
ن 292 3 - ك 109 8 آن ندايى دان : در بعض نسخ : « آن ندا ميدان . . . » و آن خاطر ربانى و خاطر ملكى است نقر - الخاطر و الهام است .
( ( 1959 ) ) هر ندايى كه ترا حرص آورد * بانگ گرگى دان كه او مردم درد
ن 292 4 - ك 109 9 بانگ گرگى : در بعض نسخ : « بانگ غولى » ، و آن خاطر نفسانى و خاطر شيطانى است كه هواجس و وساوس است .
( ( 1961 ) ) هر سبب بالاتر آمد از اثر * سنگ و آهن فايق آمد بر شجر
ن 292 6 - ك 109 10 بر شجر : در بعض نسخ : « بر شرر » ، و اين اصحّ است ، و مقصود تنظير است از براى فوقيت رتبى و ذاتى عالم قدس ، به فوقيت علَّت بر معلول . و علت قريبهء حركت سنگ و آهن است و شرر در وجود معلول است ، ليكن در علم علت و مقصود است .
( ( 1963 ) ) فوقيى آن جاست از روى شرف * جاى دور از صدر باشد مستخف
ن 292 8 - ك 109 11 دور : در بعض نسخ « دون » است .
ماكران بسيار ليكن باز بين در نُبى و الله خير الماكرين

ن ندارد - ك 109 17 در نبى : در قرآن آمده است : * ( وَمَكَرُوا وَمَكَرَ الله وَالله خَيْرُ اَلْماكِرِينَ 3 : 54 ( 2 ) . يعنى كفره مكر كردند و خدا مكر فرمود ، و خدا بهترين ماكرين است . و مكر خدا ارداف نعم است بر بنده با سوء ادب ، و اين را در ابقاء كرامت بر دست بندهء چنينى ، « استدراج » گويند .

( ( 1974 ) ) هر چه در پستيت آمد از عُلا * چشم را سوى بلندى نه علا
ن 292 19 - ك 109 18
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء ذاريات ، آيهء 22 . .
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء آل عمران ، آيهء 54 . .
شرح مثنوى — صفحة 341 | مصطفى بروجردى / ملا هادي السبزواري