به محض التفاتى زنده دارد آفرينش را
اگر نازى كند از هم فرو ريزند قالبها
بلكه سببيت همه ظهور سببيّت اوست . و نيست براى همه الَّا مجلويّت صنع او . و لا مؤثّر فى الوجود الَّا الله . چه ايجاد فرع وجود است . و وجود در ماهيّت امكانيّه از عوارى است . آغاز اوست و انجام او .
وَ ما الرُّوحُ وَالجُثمانُ إلَّا وَديعةً
وَ لا بُدَّ يَوماً أن يُرَدَّ الوَدائِعُ
( ( 1004 ) ) گر بديد آن شاه جويا دور نيست * ليك ما را ذكر آن دستور نيست
ن 247 16 - ك 94 23
جويا : كه جوينده يابنده است . و ديد در او قدرة الله و علم الله و بالجملة تخلَّق به اخلاق الله .
( ( 1005 ) ) چون ز گرمابه بيامد آن غلام * سوى خويشتن خواند آن شاه و همام
ن 247 17 - ك 94 25
همام : شخص بزرگ .
( ( 1017 ) ) در حديث آمد كه تسبيح از ريا * همچو سبزهء گولخن دان اى كيا
ن 248 7 - ك 95 2 در حديث آمد : نظير آن حديث شريف كه : مُحادَثَةُ العالِمِ عَلَى المزابِلِ خَيرٌ مِن مُحادَثَةِ الجاهِلِ عَلَى الزَّرابى ( 1 ) .
( ( 1026 ) ) گر به صورت مىروى كوهى به شكل * ور بزرگى هست صد چندانك لعل
ن 248 16 - ك 95 7
گر به صورت : حكيم خاقانى نيكو فرموده :
در صف مردان بيار قوت معنى كه هست
از ره صورت يكى مردم و مردم كيا
خلق عالم چون رمه است او حق شبان
مىدواند جمله را روز و شبان
ن ندارد - ك 95 11
او حق شبان : يعنى شه شبان حق .
( ( 1037 ) ) پس چرا از ابلهى پيش تو كور * تن سليمان است انديشه چو مور
ن 249 5 - ك 95 13
انديشه چو مور : و حال آن كه امر انديشه عظيم است ، اگر چه انديشه جزئى خيالى باشد . چون خيالى از خيالات شه كه تحريك لشكر بىكران كند .
و اما انديشهء كلى پس اجلّ از آن است كه مباشر تحريكات شود . چون تصور كلَّى حج كردن و ارادهء كلَّيهء آن ، موجب حج مخصوص نشود ، كه نسبتش به همهء انحاء او على السّواء است . بلكه حج رفتن از راه خاص در وقت خاص راكباً يا ماشياً يا حافياً ، و در رفتن از بر - نه از بحر - از اين جاده - نه از آن جاده - و غير اينها از خصوصيات ، انديشههاى خاصّه و قصود جزئيّه مىخواهد ، كه جزئى مناسب جزئى است .
هامش
( 1 ) منبع يافت نشد . .