تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
گر ز دستت رفت ايثار زكات مىشود آن جوى شير آب نبات
و غير اين از صور حسنه بهيه و جميع آن صور ، صور ملكوتيه است و اظلال ملكات حميده يا رذيله ، نه صور ملكيه .
( ( 1689 ) ) پيشه‌ها و انديشها در وقت صبح * هم بدان جا شد كه بود آن حسن و قبح
ن 83 14 - ك 36 1 حسن و قبح : يعنى در خواب همه بىاثر بودند و وقت صبح كه وقت بيدارى شد همه رجوع كردند و مبدأ آثار شدند چه حسن آنها و چه قبيح و لفظ خصم كه ادا فرموده از باب تغليب است در مظاهر قهر ، چه همه صور ملكوتيه ملكات نفسند كه موذيات اويند و مخاصمه با او كنند . از مقالات فيثاغورس حكيم است كه « إنك ستعارض فى اقوالك و افعالك » يعنى اى انسان بد گفتار بد كردار زود است كه در حشر به جنگ بيفتى با صورى كه از لوازم گفتار و كردار توست .
( ( 1694 ) ) گفت اى طوطى خوب خوش حنين * اين چه بودت اين چرا گشتى چنين
ن 83 21 - ك 36 5 خوش حنين : به حاء مهمله ، مهربانى و شوق ، و نيز آواز با طرب .
( ( 1695 ) ) اى دريغا مرغ خوش الحان من * راح روح و روضهء رضوان من
ن 84 1 - ك 36 6 راح : خمر .
( ( 1701 ) ) در نهان جان از تو افغان مىكند * گر چه هر چه گوييش آن مىكند
ن 84 6 - ك 36 9 گر چه هر چه گوييش آن مىكند : يعنى هر چه زبان مىگويد در جان تأثير مىكند مثل اذكار و غيرها . چه به ذكر خدا منور مىشود و به ياد غير مكدّر مىشود ، پس ذكر لسانى سير دورى مىكند ، چه اول ياد قلبى از روح و سرّ مىآيد تا به لسان ، باز از راه گوش به خيال و قلب و روح و فوق او مىرود . * ( كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ 7 : 29 . ( 1 )
هم خفير و رهبر ياران تويى هم انيس و وحشت هجران تويى
ن ندارد - ك 36 10 خفير : به خاء معجمه ، مجير و كفيل .
( ( 1708 ) ) اى دريغا مرغ خوش پرواز من * ز انتها پريده تا آغاز من
ن 84 13 - ك 36 13 زانتها پريده تا آغاز من : از ملايمات طوطى جان است كه اگر به عنايت خدا قطع طريقش نشود و سير الى الله و فى الله را به انجام رساند ، قوس صعود را از انتها كه عالم طبيعت است ، به حسب خاتمه قوس نزول هر آينه تمام كرده به آغاز پيوندد .
هامش
( 1 ) - قرآن كريم ، سورهء اعراف ، آيهء 29 .