حضرت از طريق پسرش اسماعيل به يگانه پرستى آنان قدرت و قوّت مىبخشيد .
اما كمكم امورى بر آنان عارض گشت كه به سبب آن وضعيّتشان ديگرگون شد و عقايدشان تغيير يافت . اين رخداد به علّت فاصلهء زمانى زياد اين خاندان با اسماعيل بود به گونهاى كه آنچه را قبلا شناخته بودند ، از ياد بردند .
ورود بتپرستى به سرزمين اعراب
19 - بتپرستى از سه ناحيه به انديشه و دل اعراب راه يافت :
الف - باقيماندههايى از اديان كهن در اين سرزمين مانده بود كه در آن آثارى از بتپرستى وجود داشت ، هر چند اين اديان در سرزمين اعراب چندان سلطه و رواجى نداشت . يكى از اين نمونهها پيروان نوح پيامبر است كه در ميان ايشان نوعى بتپرستى بود . گفته مىشود نوح عرب بود و يا دست كم اعراب نيز مخاطب او بودند . خداوند در قرآن كريم از بتپرستى و بتان اين قوم چنين مىفرمايد : « آنان گفتند خدايان خويش را وامگذاريد و ود و سواع و يغوث و يعوق و نسر را رها مكنيد . البته ايشان بسيارى را گمراه كردند » « 6 » .
بىترديد ، تأثير اين باقيماندههاى بتپرستى پا بر جاى مىماند ، هر چند اين بتپرستى سلطه و رواجى نداشته باشد . شما شاهديد كه حتى در مورد برخى از كسانى كه اديان آسمانى را مىپذيرند پس از گردن نهادن به آيين جديد ، در دلهايشان باقيماندههايى از آيينى كه زمانى دلهايشان را سيراب مىساخته ، باقى مىماند و آثار و رسوبات انديشهء كهن خود را در برخى از آراء و نظريات ايشان نشان مىدهد و حتى اگر اين آثار و باقيماندهها به درجه يك نظريهء قانع كننده نيز نرسد ، ممكن است به عنوان يك عادت دنبال شود .
ب - بتپرستى از ناحيهء همسايگان رومى اعراب نيز به ميان آنان راه يافت .
چرا كه بتپرستى رايج در روم قبل و بعد از مسيح - در كنار اعراب بود و اين در
هامش
( 6 ) - نوح / 24 - 23 .