كردند و هريك ضربت خويش را در تن ديگرى نشاندند . در نتيجه ، شيبه در دم كشته شد و عبيده را نيز درحالىكه زخمى شده و پايش شكافته بود از صحنه پيكار بردند . او در صفراء درگذشت . كعب بن مالك در رثاى او چنين سروده است :
اى چشم گشاده دستى كن و باران اشك خويش را دريغ مدار و كم فرو مريز ،
بر مهترى ، كه رفتنش لرزه بر انداممان افكند ، همو كه خوش سيماى و نيكونهاد بود .
عبيده ، آنكه رفته است و ديگر در هيچ خوشايند و ناخوشايند كه پيشامد كند ما را به دو اميد نيست .
او مردان پيكار را پشتيبانى مىكرد و به شمشير برّان خود پشتوانه لشكر بود . « 1 »
بعدها هند دختر عتبه براى وحشى نذرى كرد كه چنانچه حمزه رضى اللّه عنه را در برابر كشته شدن پدرش بكشد ، آن نذر را براى او ادا كند . چون وحشى حمزه را در احد به قتل رساند هند شكم وى را دريد و جگر وى را به دندان گرفت و شعرى بدين مضمون بر زبان آورد :
ما شما را به سزاى نبرد بدر رسانديم و جنگ در پى جنگ شعله مىافروزد
مرا نه در غم عتبه شكيب بود و نه در اندوه برادرم و عمويش و بكر
امروز دل مرا خنك كردى و نذرم را ادا كردى و - اى وحشى - آن آتشى را كه در سينهام مىجوشيد فرونشاندى
پس در هميشهء عمرم سپاس وحشى بر من است ، تا آن زمان كه گور استخوانهاى مرا در آغوش گيرد « 2 » .
بدينسان پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله پذيرفت كه نزديكترين كسان او از خاندان بنى هاشم و
هامش
( 1 ) . چهار بيت است از بحر عروضى متقارب :ايا عين جودى و لا تبخلى * بدمعك و كفا و لا تنزرى
على سيد هدنا هلكه * كريم المشاهد و العنصرى
عبيدة امسى و لا نرتجيى * ه لعرف غدا و لا منكر
و قد كان يحمى عداة القتا * ل حامية الجيش بالمبترابن هشام اين ابيات را با يك بيت افزوده ميان بيت دوم و سوم نقل كرده و آن بيت چنين است :جرىء المقدم شاكى السلاح * كريم الثنا طيب المكسربنگريد به : ابن هشام ، السيرة النبويه ، ج 3 ، ص 292 - م .
( 2 ) . ابياتى است از بحر عروضى سريع :نحن جزيناكم بيوم بدر * و الحرب بعد الحرب ذات سعر
ما كان عن عتبة لى من صبر * و لا اخى و عمه و بكر
شفيت نفسى و قضيت نذرى * شفيت وحشى غليل صدرى
فشكر وحشى علىّ عمرى * حتى تضم اعظمى فى قبرىابن هشام اين ابيات را به همين ترتيب نقل كرده است . بنگريد به : ابن هشام ، السيرة النبويه ، ج 4 ، ص 40 - م .