دوم : سببى كه ترتيب ويژهء هركدام را اقتضا مىكند ؛
سوم : وضعيتى كه به موجب آن مقررى آنها تعيين مىشود .
[ شروط ثبت در ديوان لشكريان ]
اما شرط جواز ثبتنام كسان در ديوان لشكريان ، خود منوط به حصول پنج ويژگى است :
ويژگى نخست بلوغ است ؛ چه ، خردسالان در شمار فرزندان و وابستگان هستند و از اين روى ثبتنام آنان در ديوان لشكريان جايز نيست و عطاء يا مقررى ويژهء فرزندان و وابستگان به آنان مىرسد .
ويژگى دوم آزاد بودن است ؛ چه ، بردگان در شمار توابع مالكان خويش هستند و از عطايى كه به مالكان مىرسد برخوردار مىشوند . ابو حنيفه شرط آزاد بودن را لازم ندانسته و اين را جايز شمرده است كه برده به تنهايى در ديوان جنگاوران مقررى يا عطاى ويژهء خويش داشته باشد . ابو بكر رضى اللّه عنه نيز همين رأى داشت ، اما عمر رضى اللّه عنه در اينباره با او مخالفت ورزيد و آزاد بودن را شرط برخوردارى از مقررى دانست . شافعى نيز همين نظر را اختيار كرده است « 1 » .
ويژگى سوم مسلمان بودن است تا بتواند با عقيدهاى كه دارد از دين خود دفاع كند و همچنين بتوان به خيرخواهى او و به تلاش وى اطمينان حاصل كرد . بنابراين ، اگر حكمران نام كافرى ذمى را در ديوان لشكريان بنويسد اين كار جايز نيست ، چنانچه اگر مسلمانى هم مرتد شود نام او از ديوان ساقط گردد « 2 » .
ويژگى چهارم سالم بودن از عيبهايى است كه شخص را از پيكار بازمىدارد . بنابراين ، جايز نيست كسىكه نامش در ديوان لشكريان نوشته مىشود زمينگير ، كور و بريده دست باشد ، هرچند جايز است لال يا كر باشد . اما لنگ ، اگر سوار باشد نام او نوشته شود ، ولى چنانچه پياده باشد نام او را ننويسند .
ويژگى پنجم آن است كه از جرأت جنگيدن و آگاهى به پيكار برخوردار باشد . اما اگر دل درآمدن به پيكار را نداشته يا از آگاهى اندكى به جنگيدن برخوردار باشد ثبتنام وى جايز نيست ؛ چرا كه او خود در آنچه ضعف و سستى دارد نقطه هجوم دشمن خواهد بود .
چنانچه اين ويژگىهاى پنجگانه در كسى فراهم باشد ثبتنام او در ديوان لشكريان متوقف
هامش
( 1 ) . چنانكه ابو يعلى ( ص 241 ) آورده اين فتواى احمد نيز هست - م .
( 2 ) . چنانكه ابو يعلى ( ص 241 ) آورده « اين مبناى نظريه احمد بن حنبل است ؛ زيرا وى اين را ممنوع دانسته كه در جهاد از كافران يارى جسته شود » - م .