نمىشود ، بلكه اموال كشتگان در شمار اموال عمومى است و اموال زندگان به خود آنها تعلق دارد و موقوف به وضعيت آنان مىماند ؛ اگر اسلام آورند به ايشان بازگردانده مىشود و اگر بر ارتداد بميرند اموالشان در شمار اموال عمومى در مىآيد . آن دسته از غنايمى كه وضعيت مالكانش ناشناخته مانده و اميدى هم به پىبردن به وضعيت آنان نمانده باشد ، جزو اموال عمومى قرار مىگيرد . اموالى هم كه مسلمانان در گيرودار جنگ از ميان برده باشند ، پس از اسلام آوردن مرتدان مضمون شمرده نمىشود [ و جبران خسارت آن بر مسلمانان لازم نيست ] ، اما آنچه مرتدان بيرون از گيرودار جنگ از اموال مسلمانان از ميان برده باشند ، مضمون و جبرانش بر اين مرتدان لازم است . اما دربارهء ضامن بودن مرتدان نسبت به اموالى كه درگير و دار جنگ از ميان بردهاند اختلاف نظر است و دو ديدگاه وجود دارد :
ديدگاه نخست آنكه مرتدان ضامن اين اموال هستند ؛ زيرا نافرمانى آنان به ارتداد ، موجب نمىشود كه مسئوليت آنان در مورد خسارت اموالى كه ضمانش بر عهده آنهاست از ميان برود .
ديدگاه دوم آنكه در خسارتهاى جانى و مالىاى كه وارد آوردهاند ضمانى متوجه آنان نيست . در روزگار ابو بكر رضى اللّه عنه افراد شناختهشدهاى از ميان مرتدان خسارتهايى جانى و مالى وارد آورده بودند . پس عمر رضى اللّه عنه در اينباره گفت : آنان بايد ديهء كشتگان ما را بدهند ، ولى ما ديهء كشتگان آنان را نمىدهيم . اما ابو بكر گفت : نه آنها ديهء كشتگان ما را مىدهند و نه ما ديهء كشتگان ايشان را مىدهيم . از آن پس سيرهء ابو بكر و كسانىكه در پى او آمدند بر همين شيوه استمرار يافت . [ نمونهء ديگر آنكه ] طليحه پس از به اسارت درآمدن از سوى مسلمانان به اسلام گرويد . با آنكه او پيش از اسارت كسانى از مسلمانان را كشته و يا كسانى را به اسارت درآورده بود ، اما عمر او را پس از مسلمان شدن بر همين وضعيت پذيرفت و نه درباره كسانى كه به قتل رسانده بود از او بازخواست كرد و نه دربارهء اموالى كه از ميان برده بود . [ سومين نمونه آنكه ] ابو شجرة بن عبد العزى درحالىكه از مرتدان بر ضد عمر بن خطاب بود ، هنگامى كه وى زكات توزيع مىكرد به حضور رسيد و گفت : مرا نيز عطايى ده كه نيازمندم . عمر پرسيد :
تو كيستى ؟ گفت : ابو شجرة . گفت : اى دشمن خدا ، مگر تو نبودى كه مىگفتى :
نيزه خود را از خون لشكريان خالد سيراب كردم و اميدوارم كه پس از آن نيز آهنگ عمر كنم « 1 » .
هامش
( 1 ) . بيتى است از بحر طويل : -