عمر سپس تازيانه خويش را بر سر او بلند كرد و او را در معرض تهديد تازيانه قرار داد تا آنكه او به نزد خاندانش گريخت ، درحالىكه مىگفت :
ابو حفص [ عمر ] دهش خويش را از ما دريغ داشت ، درحالىكه هركه خطا كند ، سرانجام او را نيز درهمى رسد
پيوسته بر من ضربت تازيانه نواخت تا آن زمانى كه با او به گفتگو نشستم و آنگاه بود كه مهربانى و ترحم ، مانع بخشى از ستمكارى وى او دربارهء من شد .
آنهنگام كه از ابو حفص و پاسبانان او ترسيدم و البته پيرى را چون زنند ، ممكن است كارى نابخردانه كند « 1 » .
بدينسان ، عمر به كيفر گردن افرازىاى كه ابو شجره پس از دورهاى از مسلمانى انجام داده بود ، تنها كيفر تعزير متوجه او ساخت .
[ دار الردّه ] « 2 »
دار الرده داراى احكامى است متفاوت با احكام دار الاسلام و دار الحرب .
دار الرده در چهار چيز با دار الحرب تفاوت مىيابد :
نخست آنكه جايز نيست با ساكنان دار الرده قرارداد صلح و آتشبس منعقد شود و آنان به موجب چنين قراردادى در سرزمين خويش باقى گذارده شوند ، درحالىكه بستن چنين پيمانى با ساكنان دار الحرب جايز است .
دوم آنكه جايز نيست با مرتدان در ازاى پرداخت مالى مصالحه شود و بدين وسيله ، آنان بر همان ارتداد رها گذارده شوند ، درحالىكه چنين مصالحهاى با اهل حرب جايز است .
سوم آنكه برده گرفتن مرتدان و به تصرف درآوردن زنان و كودكانشان جايز نيست ، در حالىكه در برخورد با اهل حرب جايز است مردانشان برده گرفته شوند و زنان و كودكانشان به تصرف درآيند .
هامش
و رويت رمحى من كتيبة خالد * و انى لارجو بعدها ان اعمرا( 1 ) . ابياتى است از باب بسيط :ضن علينا ابو حفص بنائله * و كل مختبط يوما له ورق
ما زال يضربنى حتى حدثت له * و حال من دون بعض البغية الشفق
لما رهبت ابا حفص و شرطته * و الشيخ يقرع احيانا فينحمقاين سه بيت و نيز بيت پيشين و رخداد اشاره شده بدان را بنگريد در : طبرى ، تاريخ الامم و الملوك ، ج 2 ، ص 267 - م .
( 2 ) . مقصود نگارنده از دار الرده در برابر دار الحرب و دار الاسلام سرزمينى است كه در زير سلطه مرتدان قرار دارد - م .