شهر ساختن كورهء آن ، چون طواعيهء امتثال و انقياد از ناصيهء كفايت و كاركنى ايّوب بن زياد لائح گشت ، و فرموده به اتمام رسانيد ، خليفه از آنحال ، پارهاى بهتر شده بود ، از سر انتقال درگذشت .
و همچنين ابو مسلم محمّد بن بحر اصفهانى كه رييسى بود فرزانه در آن حوالى ، و فاضلى يگانه از آن اهالى ، به مدينة السّلام در مجلس خلافت حاضر بود وقتى از اوقات ، و حاضران ، زبان به ذكر خوشترين و بهترين بقاع مىگشودند ، و سخن در اين معنى ، دمبهدم از يكديگر دستبهدست تجاذب مىنمودند .
در اثناى كلام ، ابو مسلم گفت : « در ربع مسكون ، خوشتر از خانهء من موضعى نيست » .
حاضران - تمامت - چشم تعجّب به يكديگر باز گذاشتند ، و آن دعوى را از جادّهء عقل ، متجاوز و دور پنداشتند .
ابو مسلم گفت : « شما در هفت اقليم ، خوشتر و بهتر - به اعتدال - از اقليم چهارم ، زمينى مىدانيد ؟ » .
گفتند : « نه » .
گفت : بر قاعدهء اهل هيأت و ارباب هندسه و مسّاحان بحر و برّ ، مقرّر و محقّق است كه از جهت آب گوارندهء شيرين صافى سبك ، و هواى تر و تازه و تنگ ، و فضاى فراخ و روشن
اصفهان كه ناف آن است ، خوشتر و بهتر است ، و به اتّفاق اهل
اصفهان ، از تمامت اطراف و محلها محلّت جرواآن و در آن محلّت ، خوشتر از خانهء من نيست » .
حاضران جملگى سلّمنا گفته ، و نتيجهء مقدّمات او را صادق دانسته ، قصد او را پسنديده داشتند ، و نقد دعوى او را گزيده .
و آنچه از صفاى طينت ، و صحّت تربت ، و آنكه گل آنجا بهترين گلها است به لزوب و سختى و قوام ، و پايندهتر بر روى روزگار به تحمّل حوادث ليالى و ايّام ، شهرت تمام دارد ، تا غايتى كه درويشى بىمايه ، براى حاجات در مساحت و همسايهء يك قفيز زمين سراى و مسكن خود ، سه چهار چاه در حفر آورد ، و زمستان و تابستان و بهار و خزان از آن انتفاع گيرد ، و بدان بهرهمند گردد ، يكى جهت تناول شرب از آب زلال ، و در پهلوى آن جهت
محاسن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 44
مساهمون: مفضل بن سعد مافروخى اصفهانى
ص٤٤