نادرست است . امام از وراى حجاب ، حوادث سياسى را ارزيابى و پىجويى مىكرد ، و آينده را با آگاهى و طهارت درونش مىديد و از اين رو حوادث را پيش از وقوع خبر مىداد . او از خلافت سفاح و بعد از او منصور و ادامهء خلافت در خاندانش خبر داد ؛ از محل كشتن محمد و ابراهيم به دست منصور سخن گفت ؛ در جلسهاى كه هاشميان از علوى و عباسى گرد آمده بودند تا با محمد بن عبد الله بيعت كنند با اين بيعت مخالفت كرد و به عبد الله بن حسن گفت : اين كار را نكنيد كه هنوز هنگامش در نرسيده است . و عبد الله گفت : آنچه من مىدانم خلاف نظر شماست ؛ صادق گفت :
خير ، او و فرزندانش قدرت را در دست خواهند گرفت ، آنگاه دست بر شانه ابو العباس زد و از جابر خاست ؛ عبد الصمد بن على و ابو جعفر منصور به دنبالش آمدند و پرسيدند : آيا راست مىگويى ؟ گفت : آرى ، به خدا سوگند من اطلاع دارم .
در اين مقام مجال بحث گسترده پيرامون علم امامان و كشف حقايق اشياء براى آنان نيست . آنان بسيارى از حوادث را پيش از وقوع خبر دادهاند . اين گونه پيشگوييها بسيار در زندگى امام صادق ديده شده كه اكنون امكان ذكرشان نيست ، و اما نسبت دادن جادو و فال به امام صادق اشتباهى است كه به دليل همزمانى و مشابهت اسمى بين دو كس رخ داده است . در آن روزگار شخصى به نام جعفر بن محمد بلخى معروف به ابو معشر فلكى بود كه استاد نجوم عصر خود بود و به طلسم و جادو و فال شهرت داشت ، مردم اخبار و اعمال و خاطره او را شايع كردند .
ابن كثير گويد : ظاهرا اينكه علم فال و حركت بدون دخالت اعضاء بدن را به جعفر بن محمد الصادق نسبت دادهاند ، مربوط است به جعفر بن ابى معشر ، و او صادق نبود ، اشتباهى روى داده است . [ 44 ]
اين بود آنچه كه مربوط مىشد به ديدگاههايى پيرامون شخصيت امام صادق ، و در جلد چهارم باز در اين زمينه سخن خواهيم گفت .
منابع و پيوست
1 - مروج الذهب ، 3 / 212 .
2 - ابن شهر آشوب ، مناقب ، 2 / 147 .
3 - يعقوبى ، 3 / 177 .