روميه مىرسند و در آنجا مردانشان را به درختى آويزان مىكنند . مردم روميه كه چنين مىبينند ، راهب بزرگ خويش را كه علمى از كتابهاى آسمانى دارد به سوى امام مىفرستند . راهب مسائلى مىپرسد و پاسخ مىشنود . امام به او مىفرمايد : بازگرد . پاسخ مىدهد : خير بازنمىگردم بلكه به يگانگى خدا و رسالت محمّد صلّى اللّه عليه و آله شهادت مىدهم .
مسلمانان سه بار تكبير مىگويند و وارد آن منطقه مىشوند و پانصد هزار نفر را مىكشند و اموالش را به غنيمت مىبرند .
( 1 ) محور دوم : نقد اين روايات
در اين روايات برخى كاستىها و برخى نقاط قوت به شرح زير وجود دارد :
امّا كاستىهاى اين روايات :
1 - به دليل ثابت نشدن صحّت اسناد اين روايات و همچنين شمار كم آنها ، به تنهايى قابل اثبات تاريخى نيستند و تا هنگامى كه قرينههاى ديگرى به كمك مضمون آنها نيايد ، وضع چنين خواهد بود .
2 - اين روايات با رواياتى كه به ظاهر بيانگر شمول جنگ و به كارگيرى « سيف » در كل جهان است ، در تعارض مىباشد .
3 - اين روايات از فتحى مسالمتآميز و از راه معجزاتى هم چون راه رفتن بر روى آب و تكبير و لا إله الا اللّه گفتن ، خبر مىدهد . اين اخبار با قانون معجزات مخالف است ؛ زيرا كسى كه مىتواند جهان را بدون معجزه و از راه جنگ فتح نمايد ، نيازى به آوردن معجزه ندارد .
4 - تصويرى كه اين روايات از موقعيت نظامى و دژهاى جنگى شهرها ارائه مىدهند ، مبتنى بر شيوههاى قديمى و كهن است در حالى كه شهرهايى كه در اين اخبار به آنها اشاره شده است از اين نظر پيشرفتهاى غير قابل مقايسهاى با گذشته كردهاند .
5 - از برخى از اين روايات استفاده مىشود كه امام مهدى عليه السّلام قسطنطنيه را از تصرف كفار و مسيحيان خارج خواهد ساخت . اين سخن درستى نيست زيرا اين كار را پيشتر پادشاهان عثمانى انجام داده و از آن زمان قسطنطنيه - كه هم اكنون استانبول ناميده مىشود - شهرى مسلماننشين و تا قرنها پايتخت دولت عثمانى بوده است . در واقع حضرت براى بار دوم آنجا را خواهد گشود و از دست مسلمانان منحرف و نه كفار و مسيحيان ، رهايى خواهد بخشيد .
( 2 ) و اما نقاط قوت اين روايات :
1 - محتواى كلى اين روايات كه از فتح بدون خونريزى جهان خبر مىدهد ، با چند قرينه كلى تأييد مىشود و قابليت اثبات تاريخى را پيدا مىنمايد ؛ اين قرينهها عبارتند از :
الف ) آگاهى عمومى مردم آن روزگار از شكست همه تجربهها و مكاتب بشر ساخته كه ادعاى حل مشكلات جهان را دارند . تا جايى كه مردم آمادگى پيدا مىنمايند تا از آن روشهاى واهى دست
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 358
مساهمون: حسن سجادپور
ص٣٥٨