فلسفه و چرايى يارى فرشتگان
( 1 ) از منظر كلام اسلامى ، يارى رساندن فرشتگان به مجاهدان راه خدا ، يعنى ارائه غير جبرى كمك و پشتيبانى الهى به آنها با به كارگيرى عوامل غير مادى ، براى رسيدن به نتايجى بهتر .
اين اتفاق هنگامى روى مىدهد كه آن جنگ ، جهادى اسلامى و مورد رضايت خداوند باشد .
هر چند قبلا در لوح محفوظ ، مشيّت ازلى پروردگار بر يارى آن مجاهدان حق مدار رقم خورده است ؛ چه خود در قرآن كريم مىفرمايد :
كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِي ، إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ
« 1 »
حتما من و فرستادگانم چيره خواهيم گرديد . آرى خدا نيرومند شكستناپذير است .
بىترديد خداوند رحمت بيكران خويش را براى فراهم آمدن مقدمات پيروزى ، همچو باران بر سر آن مبارزان و جهادگران مؤمن خواهد باريد . از اين جمله ، فرستادن گروهى از فرشتگان براى يارى مؤمنان مىباشد .
از سوى ديگر كجروى و انحراف امت اسلامى ، موجب محروميت از اين امدادهاى ملكوتى مىگردد .
وَ ما أَنْزَلْنا عَلى قَوْمِهِ مِنْ بَعْدِهِ مِنْ جُنْدٍ مِنَ السَّماءِ وَ ما كُنَّا مُنْزِلِينَ
. « 2 »
و پس از او هيچ سپاهى از آسمان بر قومش فرود نياورديم و [ پيش از اين هم ] فرو فرستنده نبوديم .
( 2 ) همانطور كه از اين آيه و روايات پيش گفته بر مىآيد ، اين امدادهاى الهى را كه شامل پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و پيامبران پيشين نيز بوده است ، نبايد براى حضرت بقية اللّه عليه السّلام ، غير ممكن و دور از انتظار دانست چرا كه قيام ايشان ما حصل و برآيند رنجها و تلاشهاى همه پيامبران و اوليا و صالحان تاريخ و تحققبخش هدف برتر پروردگار از آفرينش بشر مىباشد . در اين صورت استحقاق دعوت مهدوى براى يارى و دستگيرى ، بسيار بيشتر از دعوتهاى الهى گذشته است .
( 3 ) به دليل نامرئى بودن امدادهاى غيبى ، از شيوههاى تحقق و تأثيرگذارى آن نيز نمىتوان آگاه شد ؛ يا دست كم از نظر تاريخى نمىتوان آن را ثابت نمود . در رواياتى كه درباره غزوات پيامبر وارد شده به روشنى آمده است فرشتگانى با قيافه آدميان وارد ميدان نبرد شده و مىجنگيدند . چنين احتمالى را عقلا مىتوان پذيرفت ولى به سختى مىتوان آن را قابل اثبات تاريخى دانست و البته طبق اصول شناخته شده اسلامى ، باور و پذيرش آن واجب نيست .
( 4 ) از قرآن كريم استفاده مىشود كه اين عناصر غيبى و ما وراء الطبيعهاى ، موجب بالا رفتن روحيه سربازان جبهه حق و پايين آمدن روحيه جنگجويان جبهه باطل مىگردد ؛ تا جايى كه يك جهادگر
هامش
( 1 ) . سورهء المجادله ( 58 ) ، آيهء 21 .
( 2 ) . سورهء يس ( 36 ) ، آيهء 28 .