تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي ) — صفحة 681

مساهمون:

ص٦٨١
مختلف متلبّس و ظاهر مىشد ، نفس نيز يگانه است كه به تلبّس به صورت عنصرى ، در شكل مسموع و سامع و مبصر و بصير و مقول و قائل پيدا مىآيد ، و اين ظهورش به صور مختلف ، در وحدت عين و ذات او قادح نه ، و از معرفت نفس ، نيز به حكم « من عرف نفسه فقد عرف ربّه » به معرفت اصل ، ترقى كنى .
و في قوله إن مان فالحقّ ضارب به مثلا و النّفس غير مجدّ « 1 »
و هر چند اين حريرى در ايراد آن حكايات و مقامات ، دروغ گفته است به زعم او و نفس او جدّ و حقيقت به كار نبرده است در اين سخنان ، بلكه مقصودش دروغى و مجازى و هزلى بوده است ، تا كسى از آن لغتها و صنعتها و فصاحتهاى او ، از علم بلاغت و فصاحت و كنايت ، بهره مند « 2 » شود لا غير و لكن في الحقيقة ، حق تعالى به وى و زبان وى از جهت ما مثلى زده است ، تا ما را حقيقت اين مسألهء تمكين و تلوين و معرفت نفس و حق ، مفهوم و معلوم گردد ، پس چون اين مثل تمام شد مثلى ديگر مىگويد .
فكن فطنا و انظر بحسّك منصفا لنفسك في أفعالك الأثريّة « 3 »
پس زيرك و دريابنده باش مر اين امثال مرا ، و انصاف دهنده باش نيز مر نفس خودت را به يگانگى عين و تمكَّنش از ظهور به صور و احوال و اشكال مختلف ، و اضافت جملهء علوم و آثار به وى ، و نظر كن به بصر خودت در افعالى كه اندر آن افعال اثرى ظاهر مىشود ، چون نظر در آيينه و آواز دادن در كوه‌ها و عمارتهاى عالى محكم كه اثرى از آن نظر و آواز تو ، بار به سوى تو منعكس مىشود تا مثل همان صورت و صورت تو در نظر و سمع تو پيدا مىشود ، و بصر و سمع تو اندكى در خود تأثير ظاهر مىگردانند .
هامش
« 1 » مان ، من المين : الكذب . « 2 » بهره مند . . . « 3 » الإثريّة : منسوبة الى الأثر . لعله يريد افعالك التي تؤثر عنك .