تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي ) — صفحة 636

مساهمون:

ص٦٣٦
و اهل بيت او هفت سال زمانى ظاهر شد ، بعد از تفحّص كردن و آن فرزندان او را كه در آن هفت سال ، متولد شده بودند ، به بغداد نقل كردن ، بنا بر آن بود كه آن صوفى زرگر را در معنى آيت * ( في يَوْمٍ كانَ مِقْدارُه خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ ) * « 1 » اشكالى در دل افتاده بود ، حق تعالى براى رفع اشكال ، او را اين حال بر او اظهار كرد ، تا ايمانش به حقيقت اين آيت قوى شود - و الله الهادي - خ - .
و منّي لو قامت به ميت لطيفة لردّت إليه نفسه و أعيدت
و اگر از من و اين جمعيّت من و اثر سرايت او به مردهء طبيعى ، لطيفه اى و اثرى قائم شود و نظرى از من منصبغ به حكم آن جمعيّت بر آن مرده افتد ، هر آينه جانش به سوى تن مرده اش باز گردانيده شود و باز زنده كرده آيد .
هي النّفس إن ألقت هواها تضاعفت قواها و اعطت فعلها كلّ ذرة
اين كه نعت و صفتش گفتم كه به هر ذره‌اى كار مجموع افعال و قوا و اعضا مىكند ، اين نفس كلَّى يا روح اعظم من است كه چون هواها و نسب و اضافات را كه احكام جزئيّتند ، از خود مىاندازد و همه را فانى مىگرداند ، به فناى آن احكام جزئيّت از وى و در بحر الفناء في الفناء ، به كلى غرقه شدن به اين حضرت جمعيّت حقيقى و كلَّيت و اشتمال او مىپيوندد ، و اثر اين جمعيّت و كلَّيت و اشتمال او در هر قوّتى از قواش ، بل هر ذره‌اى از ذراتش سرايت مىكند ، و حينئذ قواش متضاعف مىگردد ، چه هر ذره‌اى از ذرات اعضاش ، بر همگى قوا مشتمل مىشود ، لا جرم هر ذره‌اى از صورتش ، فعل و خاصيّت همگى نفس اظهار مىكند به سبب سرايت حكم آن جمعيّت و اشتمال در هر ذره‌اى .
فناهيك جمعا لا بفرق منها ؟ ؟ حتى مكان مقيس أو زمان موقّت [ 1 ]
هامش
[ 1 ] ناهيك : كلمة تعجب و استعظام . فلو قلت ناهيك به رجلا ، كان المعنى انّه غاية في الرّجولة ينهاك عن تطلبها في غيره . « 1 » المعارج ( 70 ) آيهء 4 .
مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي ) — صفحة 636 | سعيد الدين سعيد فرغاني / سيد جلال الدين آشتيانى