تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي ) — صفحة 586

مساهمون:

ص٥٨٦
* ( وَالله يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ) * « 1 » * ( إِنَّ الله يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسانِ ) * « 2 » إلى غير ذلك . و رغيبهء اين غايت آن است كه آن علوم به صورت اصول و كليات جمله علوم و اسرار ، از نفس كامل سر بر زنند ، همچون علوم و اسرار و معارفى كلَّى اصلى كه از نفس كامل قايل اين قصيده ، سر بر زده است و در او به ظهور آمده . پس مىگويد : كه اين اسما بعد از تحقّق اين سيّار كامل به اقصى درجات الكمال از مزاج و حواس و نفس او در مقام اسلام اولا ، و ايمان ثانيا ، و إحسان ثالثا ، به صورت اين رغايب غايات مذكور ، ظاهر مىشوند ، چه از خصايص اين كامل آن است كه در وقتى كه به اعلى مقامات الشهود متحقّق باشد ، حكم هيچ مقاميش از اسلام و ايمان و إحسان ، مهمل و معطَّل نماند و هر چيزى كه از وى به مقامى از اين مقامات نسبت تمامتر داشته باشد ، در آن مقام به صورت غايت كمالى كه آن مقام را است ، ظاهر شود ، چنان كه گفته شد . و ديگر اين اسما از حيثيّت اين تشريف به صورت كتايب نجدت پيدا مىآيند ، يعنى : چون به واسطهء بقاى حكم بشريت اين كامل ، و رجوع او به حالت حجابيّت * ( قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ ) * « 3 » كه از مقتضيات ، بل ضرورات اين نشأت عنصرى است ، اثرى از آثار حدوث و امكان كه متعلَّق تصرّفات شيطان است ، هنوز باقى است ، چنان كه حديث « انّ عفريتا من الجنّ تفلَّت البارحة ، ليقطع عليّ صلاتي » اشارت به بقاى آن اثر ضعيف است ، لا جرم اگر نه امداد متواتر مع الأنفاس به وى پيوندد ، تواند بود كه از آن اثر ، چيزى ظاهر شود ، اما آن اسما هر نفس ، به صورت عساكر و جيوش امداد متوالى به جهت قوت و شدت اين كامل پيدا مىآيند تا حكم فأمكنني الله منه ، ظاهر مىگردد .
هامش
« 1 » آل عمران ( 3 ) آيهء 134 . « 2 » النحل ( 16 ) آيهء 90 . « 3 » كهف ( 18 ) آيهء 110 .