تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي ) — صفحة 500

مساهمون:

ص٥٠٠
آن مبايعت مذكور ، همچنان كه ديگر اولياى مملكت من ظاهرا و باطنا ، كه در زير حكم و قيد ممالك و املاك دنيوى و اخروى مقيّد شده‌اند ، از ساير اوليا و مؤمنان و سالكان كه اتباع و اهل قبيله و قوم منند ، و از من ظاهرا و باطنا ، مدد مىيابند و عظما و كبراى ايشان به وسعت و فسحت * ( جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَالأَرْضُ ) * « 1 » و * ( وَسِعَ كُرْسِيُّه السَّماواتِ وَالأَرْضَ ) * « 2 » نظر كرده‌اند ، و به سكون و اطمينان در آن سر فرو آورده و از اين وسعت حقيقى مملكت و مقام من محتجب مانده ، اكنون من همچو ايشان چون باشم و به صفت ايشان چون ظاهر شوم .
فلا فلك الا و من نور باطني به ملك يهدي الهدى بمشيئتي « 3 »
چه هيچ فلكى از افلاك نه گانه نيست ، الا كه از نور باطن و تجلَّيى از تجلَّيات من به حكم * ( وَأَوْحى في كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها ) * « 4 » آن جا به صورت ملكى ظاهر و معيّن است ، كه آن ملك آن جا به حقايق و دقايق هر كارى كه هر ملكى در هر فلكى به آن مأمور است ، و كمال اهتدا و حقيقت ارتقاى او بر ادراك و إتمام آن مقصور ، هر يك را هدايت هديّه مىدهد و به غايت كمال خودش دعوت مىفرمايد ، پس من در زير حكم و قيد آسمان بهشت كه محل حكم يكى از ساير مظاهر من است ، چگونه مقيّد شوم و سر بدان به چه وجه فرو آورم . و تحقيق و سرّ اين آن است كه ، ظاهر وجود را در سير و نزول ، چون مقصد كلَّى آن است تا تحقيق كمالات اسمايى كند ، و كمال هر اسمى در آن است كه اولا ، آثار او تمام در جمله مراتب ظاهر گردد ، و ثانيا بر همهء اسما بالفعل مشتمل شود ، و آن ظهور آثار تماما ، و حكم اشتمال موقوف بود بر تميّز و تخصّص هر صورتى انسانى كه مظهر كمال هر اسمى يا مظهر تمام ظهور آثارش يا مظهر
هامش
« 1 » آل عمران ( 3 ) آيهء 133 . « 2 » البقرة ( 2 ) آيهء 255 . « 3 » و لا فلك الا و من نور . . . - خ ل - . « 4 » فصلت ( 41 ) آيهء 12 .