تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
كه من به وى تحقّق يافته‌ام ، و به آن تحقّق با حضرت معشوق متّحد گشته . پس چنان كه انتشاى تعيّنات وجودى و ظهور به ايشان به حضرت معشوق مضاف است ، به حكم اين اتحاد به من هم مضاف است ، اكنون چنان كه او در صور تعيّنات و تنوعات ظهور خود كه اين مظاهر انسانيند ، به صورت حسن در مظهر هر معشوقى خوب چون « لبني » و « بثينه » و « عزّه » و اضراب ايشان بر من و مظاهر تنوعات ظهور من كه عاشقانند پيدا شد ، من نيز در مظاهر تنوعات ظهور خودم به صورت هر عاشقى شيفته چون « قيس » و « جميل » و « كثير » و امثال ايشان به هر معشوقى كامل الحسن از اين معشوقان مذكور تعلق گرفتم ، و به آن تعلق ظاهر شدم .
و ليسوا بغيري في الهوى لتقدم عليّ لسبق في الليالي القديمة « 1 »
و اين عاشقان مذكور غير من نيستند در ظهور به صورت و صفت عشق ، از جهت تقدّمى زمانى كه ايشان را بر اين ظاهر صورت من افتاده است ، به پيش بودن در شبها و اوقات كهنهء گذشته . يعنى : اگر چه تقدّمى زمانى ، صورت ظاهر ايشان را بر اين صورت حسّى من واقع است ، از آن لازم نمىآيد كه ايشان غير من باشند ، غاية ما في الباب ، ايشان غير اين صورت حسّى من باشند ، و ليكن چون حقيقت من عين آن حضرت جمعيت مذكور است كه ايشان جمله تنوعات ظهور آن حضرتند ، پس في الحقيقة غير من نباشند .
و ما القوم غيري في هواها و انّما ظهرت بهم للَّبس في كلّ هيئة « 2 »
و نيستند اين قوم عاشقان ، جز من در ظهور من به صورت عاشقى ، و ليكن من به حقيقت تعيّنات نور و تنوعات ظهور خودم به واسطهء ايشان از تلبّس به
هامش
« 1 » في بعض النسخ : علىّ للبس . . . . « 2 » و ما القوم غيرى في هواها ، و انّما . في بعض النسخ : ظهرت لهم ، للبس . . . .