به اين حضرت ذات معشوق حقيقى سرگشته شد « قيس » كه بر « لبني » عاشق مىنمود ، بلكه هر عاشقى كه در عالم قائم بود ، بر اين حضرت هايم بود . همچو « مجنون » كه بر « ليلى » مفتون مىنمود و « كثيّر » كه به « عزّه » مشهور شد .
فكلّ صبا منهم إلى وصف لبسها
بصورة حسن « 1 » لاح في حسن صورة « 2 »
پس هر يك از اين عاشقان ، مشتاق و مايل شد به سوى وصف پوشش حضرت معشوق كه بدان صفت متلبّس شد ، و آن صورت را مظهر و آيينهء صفتى از صفات و اسمى از اسماى خود ساخت ، و آن شخص كه معشوق آن عاشق مىنمود ، صورت پوشش او شد و حضرت معشوق ، حسن مطلق پر كمال خود را بدان شخص مصوّر گردانيد و بدان پوشيده شد ، تا آن وصف پوشش حضرت معشوق كه مصور شده است به صورت آن شخص ، از حسنى كه بدان شخص مضاف است مىتابد . پس نفس و حسّ عاشق ، به حسن ظاهر اين صورت مايل شد ، و جان و سرّش عاشق آن وصف ، كه باطن آن حسن ظاهر است ، پس از اين جهت همه بر آن حضرت عاشق آمدند .
و ما ذاك الا أن بدت بمظاهر
فظنّوا سواها و هي فيها تجلَّت
و اين كه گفتم نيست جز آن كه حضرت معشوق به واسطهء اين صور و مظاهر انسانى در اين عالم حسّ ظاهر شد ، چنان كه اين صور و مظاهر ظاهر بود ، و او در آن پنهان .
پس اين عاشقان ، چنان گمان بردند كه اين صور و مظاهر ، غير حضرت اوست ، و هم حضرت او بود كه در حقايق و صور ايشان تجلَّى كرده بود ، و برخود و ايشان ظاهر شده ، هر چند ايشان او را نمىديدند [ 1 ] .
هامش
[ 1 ] و عن قبلة ارباب العرفان ، على - عليه السلام - : « ان الله تجلى في خلقه من غير ان رأوه و أراهم نفسه من غير ان يتجلَّى لهم . »
« 1 » بصورة معنى - خ ل .
« 2 » صبا : مال . لبسها : أراد به التباسها بغيرها و انطواءها تحت مظاهر مختلفة .