و اقدم و قدّم ما قعدت له مع
الخوالف و اخرج عن قيود التلفت « 1 »
و پيش آى و پيش آور ، أعني ترك كن هر چه را كه تو از براى آن باز پس نشسته اى در خانهء تن با زنان يا خسيسان - أعني نفس و قواى حسّى او - و بيرون آى از بندهاى واپس نگرستيها .
الخوالف جمع خالفه و هي : من تخلَّف القوم في أهلهم ممّن لا خير فيه ، و في قوله تعالى * ( رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوالِفِ ) * « 2 » يراد بها النساء أو الأراذل و الأخسّاء . نزلت الآية فيمن تخلَّفوا عن رسول الله - صلَّى الله عليه و سلَّم - في غزاة تبوك و هاهنا في البيت ضمّن معنى الآية ، و أراد ترك ما قعد السالك في بيت الهوى و البدن ، لأجله من الحظوظ النفسانيّة عاجلا و آجلا ، مع الخوالف التي هي النفس و قواها ، فانّها في طلب الحظوظ و التخلَّف عن اعمال الرجال ، كالنساء أو الأخسّاء . و التلفت : الالتفات .
يعنى : مردانه قدم [ 1 ] در راه نه و ترك كن مر خودپرستى را و هر چه تو را در سلك زنان و خسيسان كشد از طالبان حظوظ دنيا ، يا آنان كه مقيّد باشند به طلب حظوظ و لذّات در نشأت آخرت چون زهّاد و عبّاد ظاهرى ، كه اگر لذّتى دنيوى ترك كنند به اميد لذات حسّى اخروى ترك كنند و اگر به عبادتى قيام نمايند ، به علت پاداش لذت آخرت نمايند و البته چون زنان و خسيسان ، از حسّ و لذّات حسّى تجاوز نكنند ، بلكه از هر قيدى كه موجب التفات تو باشد به غير مطلوب حقيقى به يكبارگى بدرآيى ، و خالصا مخلصا به كليّتك توجّه به دو كن و او را باش ،
هامش
[ 1 ] يعنى در قمارخانه نيستى و فنا وارد شود ، رسوم و عادات و عوارض و اهوا و خيالات و آن چه كه لازم مقام تعين وجودى تو است ، به يك باره بباز و مردانه از قيود تعلَّقات و التفات به احوال و اوضاع متنوع خود را مطلق و رها ساز و :رو خانه را ويرانه كن ، پس خويش را بيگانه كن
و آن گه بيا با عاشقان هم خانه شو ، هم خانه شو« 1 » الخوالف ، الواحدة خالفة : الأمّة الباقية بعد الأمة السّابقة ، و الأحمق و الكثير الخلاف .
« 2 » التوبة ( 9 ) آيهء 93 .