تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
و السكنات و المقاصد و الخواطر ، و الإتيان بما يناسب كلّ حال و مقام ، و الإخبات : التواضع و الخشوع . يعنى : چون در مقام توبه درآمدى و به سبب رياضات و مجاهدات بر وفق حكم مرشد ، حجب نفس تو ضعيف شد ، تا نفس تو مر خود را منبع صور انحرافات بسيار و نقايص بى شمار كه حقيقت شرّ آن است ، مشاهده كرد و به سبب اين آگاهى ، از سر عجز و انكسار و خضوع و خشوع تمام ، از شرّ خود پناه به حق كه محتدّ وحدت و عدالت كه اصل همهء خيرات است ، آورد و از خود به وى رجوع كرد ، و دعوت * ( وَالله يَدْعُوا ) * « 1 » را اجابت نمود و به مقام انابت و اجابت و اخبات كه فروع مقام توبه‌اند ، متحقّق گشت و هو المراد بقوله : « مجيبا لها عن انابة مخبت إليها » بايد كه در چنين حال بر صدق و سداد در اقوال و اعتدال در افعال و احوال ، ملازمت نمايى و در آن باب اعتصام به عروهء وثقاى حقايق شريعت كنى كه ميزان اين حكم اعتدالى او است و بر اين معانى كه گفته شد ، مىبايد كه استقامت و ثبات نمايى ، تا تمام به حقيقت اين مقام - أعني توبه - متحقّق شده باشى . پس مىگويدش كه در اين رجوع كه لا بدّ لازم تو است ، بايد كه هيچ توقّف به كار نبرى و موقوف عزم صحيح و نهضت تمام نباشى تا راه بر تو دراز نشود كه حكم حال حجابيّت آن است كه نفس خود را از غايت كاهلى لنگ و بال شكسته و ضعيف نمايد ، و به تسويف و تعلَّل وقت را فوت كند ، تو اصلا به آن تسويف و تعلَّل او التفات منماى ، و بر كارش الزام كن تا به كار درآيد .
و عد من قريب و استجب و اجتنب غدا اشمّر عن ساق اجتهاد بنهضة « 2 »
و باز گرد از نزديك و به فعل و باطن اجابت كن دعوت * ( اسْتَجِيبُوا ) * « 3 » را نه به
هامش
« 1 » يونس ( 10 ) آيهء 25 . « 2 » اجتنب غدا اشمر . . . اشمر ، من شمر عن ساقه : كناية عن الجد و الاجتهاد . « 3 » الأنفال ( 8 ) آيهء 24 .
مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي ) — صفحة 327 | سعيد الدين سعيد فرغاني / سيد جلال الدين آشتيانى