هرگز خالى نشود .
و عن مذهبي في الحبّ مالي مذهب
و ان ملت يوما عنه فارقت ملَّتي [ 1 ]
و از اين طريق تحقيق كه من در عشق مىسپرم و اعتقادى كه در اين طريق تحقيق دارم ، مرا هيچ جاى روش و گريزى ديگر نيست ، و اگر روزى از اين طريق راست و مذهب درست خودم در عشق ، ميلى كنم ، مفارقت دين خود كرده باشم ، چنان كه مترجم پارسى به زبان اين مقام گفته است :
بيت
مرتد گردم اگر ز تو بر گردم
اى جان و جهان تو كفر و ايمان منى
و لو خطرت لي في سواك ارادة
على خاطري سهوا قضيت بردّتي [ 2 ]
و اگر ناگاه از جهت سهو و غفلت كه از احكام نشأت است - نه به قصد و نيّت - مرا خواستى و ارادتى در غير تو كه معشوقى از آمال و حظوظ خودم بر خاطر گذر كند ، آن دم به ارتداد خودم ، از دين حق ، حكم جزم كنم و هر چند به نسبت با عموم خلق سهو معفوّ عنه است ، و لكن چون ارادت و عشق تو عين دين و ايمان و يقين من است ، به هر طريق كه از او مفارقت كنم از دين اصلى به كلَّى برگشته باشم .
لك الحكم في امري فما شئت فاصنعي
فلم تك الَّا فيك لا عنك رغبتي [ 3 ]
يقال رغب فيه : أي مال إليه ، و رغب عنه : أي اعرض و نأى .
مىگويد : كه اكنون در كار من همگى حكم و فرمان تراست ، هر چه خواهى مىكن چه همه ميل و رغبت من جز در عشق تو نيست ، نه آن كه مرا از عشق تو اعراضى در وهم گنجد ، پس اكنون تو
هامش
[ 1 ] مذهبى في الحب : معتقدى فيه . مالى مذهب : مالى منصرف . ملتى : الطريقة او الشريعة في الدين .
[ 2 ] قضيت : مت . ردتى : ارتدادى .
[ 3 ] رغب فيه : اراده و نقيضه : رغب عنه .